رومیانی

اگر به زندگی کوچ نشینان الان توجه کنیید می بینید که در زندگی کوچ نشینی مردم نیاز دارند نزدیک یکدیگر باشند تا هم در سختی ها به هم کمک برسانند و هم در جنگ با غریبه ها از هم دفاع کنند . ولی این کنار هم بودن تا اندازه ای دوام می آورد یعنی با افزایش جمعیت انسان و به دنبال آن افزایش جمعیت دامها ، چراهگاهها توانایی تامین همه دامها را نداشت پس به مرور زمان ایل یا بر اثر توافق افراد و یا بر اثر درگیری دسته دسته می شود و هر دسته به مکانی می رود . دلیل دیگر چند دسته شدن درگیری هایی است که میان عشایربه دلایل گوناگون رواج داشت ، و دارد.ایل رومیانی نیز یکی از ایل های بزرگ آن زمان بود ،که از نظر جمعیت و قدرت نسبت به دیگر ایل ها از جایگاه و موقعیت ویژه برخودار بود

بخش بزرگی از ایل رومیانی در زمان قاجار ساکن توه بواس (بابا عباس ) در خرم آباد بودند .در اوایل پادشاهی رضا شاه پهلوی (1300_1305 ) به هر ایل و روستایی مامورانی فرستاده شد تا طوایف را کنترل کنند در همان سالهاست که یک درجه دار قزاق و دو سرباز به توه بواس می آیند وبه خانه رییس ایل « احمد بک رومیانی »می روند. گوسفندی برای پذیرایی سر می برند و پس از خوردن آن و جمع آوری سفره ، قزاق به احمد بک رییس ایل می گوید یک زن بیاورید خشتک مرا که پاره شده بدوزد و شماها هم بیرون بروید . احمد بک : میفهمی داری چه می گویی . قزاق : آره و دوباره جمله اش را تکرار کرد . احمد بک می گوید صبر کن تا بیاورم ، بیرون می رود و با تفنگ برمی گردد و درجا به قزاق شلیک کرده و او را می کشد سپس یکی از سربازها را کشته و گوشهای سرباز دوم را می برند و او را رها کرده تا برود واقعیت و جریان را برای ارتش بازگو کند .

ایل احمد بک بار و بنه را جمع کرده و به ارتفاعات سفید کوه می روند ، خبر کشته شدن قزاق و سرباز به ارتش می رسد.ارتش به دنبال رومیانی ها به سفیدکوه می آید و جنگی در می گیرد که 3-6 ماه به درازا می انجامد هم از ارتش و هم از رومیانی ها افراد زیادی کشته می شود تا اینکه مهمات و آذوقه ایل احمد بک رو به اتمام می رود بسیاری از مردان ایل رومیانی کشته می شوند ، کم کم رومیانی ها تاب مقاومت را از دست دادند و به میان ایلات و طوایف دیگر می روند تا شناسایی نشوند . که در این میان چند خانواده نیز به سوی ایل آقارضا در مورموری ( واقع در استان ایلام ) می روند . یکی از ایلاتی که در جنگ بین رومیانی ها و ارتش رضاخان بسیار به رومیانی ها کمک کردند ، به زنان و فرزندان آنها پناه داده و آنها را در جنگ یاری کردند بیرانوندها بودند .
اما ارتش دست بردار نبود و آن تعداد از رومیانی ها که زنده مانند و حتی رومیانی های که به دیگر طوایف پناه برده بودن دستگیر و به قصد تبعید به سوی خراسان حرکت داده می شوند . ( این تبعید شامل زنان کودکان و پیرمردان نیز میشود ) رومیانی های بازمانده از جنگ و آنهای که از طوایف دستگیر شده را پیاده به قصد خراسان حرکت می دهند که وقتی به منطقه رازان می رسند، نامه ای از سوی دولت می آید که به شرطی از تبعید شما صرف نظر می کنیم که نظام نامه شهری را بپذیرید و آن را امضا کنید و دیگر هیچگاه به صورت ایلی و قبیله ای کنار یکدیگر تجمع نکنید .

.خانواده های که هم به ایل آقارضا در ایلام گریخته بودند( ایل آقارضا) نیز در مورموری دستگیر و به تربت حیدریه تبعید می شوند .برخی از رومیانی ها در رازان باقی می مانند و برخی دیگر هم نزد دیگر اقوام خود در پله بوحسین (بابا حسین واقع در کمربندی خرم آباد ) ، روستای وره کوه در بروجرد ورومشگان ... می روند ، و خیلی ها هم به توه بواس ( شهرک بابا عباس ) باز می گردند
پس از پایان یافتن پادشاهی رضا شاه ( 1320 ) بسیاری از لرها تبعید شده به لرستان بازگشتند . اما چون در آن سالها در لرستان قحطی بود و شرایط برای زندگی سخت بود بسیاری از مردم لرستان به سوی خوزستان راهی شدند . که شامل چندین خانوار از خاندان رومیانی نیز می شود،.