درخشش بوکسورهای لرستانی در قهرمانی آسیا

 

 

یک نقره ویک برنز بر ای بوکسورهای لرستانی در قهرمانی آسیا

 

 

دو بوکسور شایسته وبا تکنیک لرستانی با درخشش خیره کننده در مسابقات قهرمانی اسیا در کره جنوبی توانستند به یک مدال نقره ویک برنزدست یافتندمسابقات بوكس قهرماني بزرگسالان آسيا در سئول كره جنوبي در وزن 91 + كيلوگرم عبدالمجيد سپهوند بوكسور خوش استيل لرستاني پس از يك

دور استراحت، در دور دوم نماينده كويت را شكست داد و به مرحله نيمه نهايي راه يافت.

وبا غلبه بر حریف عراقی به فینال راه یافت عبدالمجید سپهوند با شکست مقابل بوکسور قزاقستانی به مدال نقره رقابت های بوکس قهرمانی کنفدراسیون آسیا دست پیدا کرد.

نماینده شایسته لرستانی وزن 91+ کیلوگرم کشورمان در دیدار با حریف قزاق با نتیجه 18 بر 13 شکست خورد و به مدال نقره این مسابقات بسنده کرد

محمد نوری بوكسور شايسته ودلاور لرستاني نماينده وزن 91کیلوگرم بوكس ايران با پيروزي در مقابل حريف پاكستاني خود به مرحله نيمه نهايي مسابقات قهرماني آسيا راه يافت.

،در ادامه مسابقات قهرمانی بوکس آسیا به ميزباني کره جنوبی، محمد نوری در وزن 91کیلوگرم حریف پاکستانی خود را در راند اول ناک اوت کر رده و به نیمه نهایی این رقابتها راه یافت مسابقات بوكس قهرماني آسيا در كره جنوبي؛راه یافتوبا شکست از بوکسور ازبکستانی به مدال برنز دست یافت

برای اولین بار در جهان:ساخت یک نانو کامپوزیت جدید توسط عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

 

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر ناهید سرلک استادیار گروه شیمی دانشگاه لرستان در این تحقیق برای نخستین بار ترکیب اسمیم تترااکساید را جهت استفاده در تصویربرداری بافتهای گیاهی و جانوری ارائه کرد.

مشاهده تصاویر SEM برای دو نمونه تثبیت شده با استفاده از محلول یک درصد OsO4 و نو ترکیب نانویی به دست آمده به وضوح نشان می دهد در حالتی که از محلول نانو کامپوزیت استفاده می شود، بزرگنمایی تصاویر بطور چشمگیری افزایش می یابد و همچنین تخریب بافت گیاه نسبت به حالت معمول بسیار کاهش می یابد.

بدین ترتیب می توان این ترکیب را در تمامی مواردی که برای تثبیت بافت زنده اعم از گیاهی وجانوری به روش شیمییایی از محلول یک درصد OsO4 استفاده می شود، بکار برد.

بنابر این گزارش نتایج این تحقیق محقق لرستانی توسط UNITED STATES PATENT AND TRADEMARK OFFICE مورد تایید قرار گرفته و چاپ شده است.

این کار اولین ثبت اختراعی در دانشگاه لرستان است که در USPTO به عنوان اختراع ثبت و در نشریه آن چاپ می شود.

این در حالیست که مطابق آمار ارائه شده از طرف ستاد نانو در سال گذشته میلادی تعداد اختراعات ثبت شده از سوی کشور ایران در USPTO کمتر از 20 مورد بوده که با توجه به تعداد محدود اختراعات ثبت شده به دست آوردن این موفقیت برای دانشگاه لرستان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

170 ميليارد ريال اعتبار عمراني به شهرستان كوهدشت اختصاص يافت

 

 

گزارش روز دوشنبه خبرنگار ايرنا 'سيروس ابراهيمي' در جلسه شوراي برنامه ريزي اين شهرستان افزود: اين اعتبار از محل تملك دارايي ها و نيز دو درصد نفت و گاز به اين شهرستان اختصاص يافته است.
وي اظهار داشت : اعتبار اختصاص يافته براي اجراي 215 طرح و پروژه عمراني در بخش خدمات ، آموزش ، فرهنگ و هنر ، بهداشت و درمان ، ورزش ، كشاورزي ، برق و گاز و نيز راه و ترابري هزينه مي شود.
يكي از كارشناسان استانداري لرستان نيز در اين نشست از افزايش 240 ميليارد ريالي اعتبارات عمراني امسال استان لرستان نسبت به پارسال خبر داد.
نيكنام افزود : افزايش سقف اعتبارات عمراني استان لرستان در توسعه اين استان و نيز شتاب بخشيدن به طرح هاي عمراني نقش بسزايي خواهد داشت.
مديران دستگاههاي اجرايي شهرستان كوهدشت در اين نشست پيرامون طرح ها و نيز اعتبارات در بخش هاي مختلف مذاكره كردند.

سپهوند، از قهرمانی بوكس تا نگهبانی وزارت نفت+تصویر

 

اكنون منتظر رسیدن دعوتنامه هستم تا پس از انجام اقدامات لازم به آلمان بروم. در آلمان در وزن 72 كیلوگرم مبارزه خواهم كرد و فكر می‌كنم اگر مشكلات حل شود 3 ماه دیگر به این كشور سفر خواهم كرد.

پنج سال پیش بود كه مرتضی سپهوند به واسطه حضور در تمرین‌های تیم ملی بوكس از كارش در شركت ملی نفت اخراج شد. آن زمان سروصدای زیادی در مورد این اقدام انجام شد. حتی رییس سازمان تربیت بدنی دستور رسیدگی ویژه به این مشكل را صادر كرد و به ناطق نوری رییس فدراسیون بوكس و نماینده مجلس شورای اسلامی برای رفع مشكل این قهرمان ملی ایران دستور پیگیری داد، اما اكنون با گذشت این زمان هنوز مشكل برطرف نشده و قهرمان بوكس كشورمان به عنوان نگهبان در شركت نفت مشغول است!

مرتضی سپهوند بوكسور سابق وزن 69 كیلوگرم تیم ملی ایران در گفت‌وگو ایسنا اظهار كرد: فعلا نمی‌خواهم به مسائل گذشته بپردازم، تنها می‌گویم كه مشكلاتم رفع نشده و هنوز نگهبان هستم اما از اینكه از تیم ملی كناره‌گیری كرده‌ام پشیمان نیستم.

مرتضی سپهوند

وی افزود: آن زمان مسولان فدراسیون بوكس پیشنهاد كردند كه یك معدن در خرم آباد را بدون انجام مناقصه و با در نظر گرفتن تسهیلات ویژه به یك قهرمان ملی(من) واگذار كنند كه این موضوع را از طریق وزیر وقت صنایع و معادن (آقای محرابیان) و سعیدلو رییس وقت سازمان تربیت بدنی پیگیری كردم كه در نهایت فهمیدم همه این كارها برای گذراندن وقت و سركاری بوده است. آنقدر پیگیر این موضوع بودم وحدود 6 ماه وقت گذاشتم كه دیگر از تلفنچی خانم این وزارتخانه خجالت می كشم!

ملی پوش سابق بوكس ایران گفت: كار دیگری كه سعیدلو و ناطق نوری قولش را داده بودند این بود كه مرا در شركت نفت استخدام كنند در حالی كه از كار به واسطه حضور در اردوهای تیم ملی اخراج شده بودم ، تازه هم تشكیل خانواده داده بودم و مشكلات زیادی داشتم اما این مشكل هم حل نشد و با گذشت 5 سال به همان شكل قبلی یعنی قراردادی و بعنوان نگهبان فعالیت می كنم.

سپهوند با ابراز ناامیدی از این عملی نشدن قولهای مسولان برای یك قهرمان ایران یادآورشد: بعد ازعملی نشدن این قولها در نهایت ناامیدی خواستم یك استخر و مجموعه ورزشی را در خرم آباد اجاره كنم و سرانجام پس از مدتها دویدن ونامه نگاری هنوز در سیكل اداری است و جوابی نگرفته ام این در حالی است كه برخی افراد در استان دو یا سه مجموعه ورزشی را اجاره كرده اند كه ورزشی نیستند. به طور مثال 3 استخراستان در اختیار فردی است كه اگر در عمق یك متری رهایش كنند غرق می شود آن وقت به من فرصت اجاره كردن هم نمی دهند چه برسد به این كه قرارداد ببندم!

مرتضی سپهوند

وی با اشاره به اینكه شرایط فعلی‌اش از زمان حضورش در تیم ملی رضایت‌بخش‌تر است، افزود: كار آزاد می‌كنم و كلاس خصوصی دارم كه هر دو آن‌ها به خوبی چرخ زندگی من را می‌چرخاند.

بوكسور سابق تیم ملی ایران در مورد پیوستنش به یك تیم باشگاهی آلمانی گفت: این قرارداد چهار ماه به صورت نیمه حرفه‌ای امضا شد و قرار است هر 6 ماه یك بار در یك دور مسابقه شركت كنم. قرار بود دو ماه پیش به آلمان بروم و اولین مبارزه‌ام را انجام دهم اما به دلیل شكستگی یكی از انگشتان دستم نرفتم.

وی ادامه داد: اكنون منتظر رسیدن دعوتنامه هستم تا پس از انجام اقدامات لازم به آلمان بروم. در آلمان در وزن 72 كیلوگرم مبارزه خواهم كرد و فكر می‌كنم اگر مشكلات حل شود 3 ماه دیگر به این كشور سفر خواهم كرد.

سپهوند در پاسخ به این سوال كه چرا این تصمیم را گرفت در حالی كه بغض گلویش را می‌فشرد گفت: سختی‌های زیادی در این مدت كشیدم ولی خوشبختانه خدا كمكم كرد و نگذاشت محتاج باشم.

وی با انتقاد از مسولان بوكس باشگاه گچساران گفت: سال گذشته با این تیم قرار داد بستم و با وجود پایان فصل و گذشت 10 ماه از قرار داد هنوز 5 میلیون تومان طلب كارم كه هیچ كس جوابی نمی دهد كه این چك چه زمانی پولم را می دهند! نمی دانم به كجا باید شكایت ببرم و از كه این پول را بخواهم. حتما باید گریه كنم تا این پول كه حق من است بدهند.

لینک های مرتبط با قوم لر

 

قوم لر – ظفر

  • ايستگاه چمسنگر
  • رضا جايدري – خرم آباد
  • باشگاه ورزش كوثر لرستان
  • هفته نامه دورود
  • كرتول – بروجرد
  • هفته نامه آفتاب لرستان
  • تيم فوتبال كوثر لرستان (نعمت پور)
  • ايستگاه چمسنگر
  • سايت دكتر رحيمي نسب
  • بروجرد نيوز
  • گنجينه فرهنگ مردم چهارمحال و بختياري- شهركرد
  • خبرگزاري فضول نهوندي
  • سرهرك – اميد گوهري
  • پايگاه خبري اليگودرز
  • اخبار ملاير
  • هيئت دچرخه سواري دورود - آستركي
  • وبلاگ كوهدشت – امين آزادبخت
  • اتحاد براي اليگودرز – اسكندر صالحي
  • هشتاد پهلو – بازگير
  • نفس پاك زاگرس
  • كوهدشت سيتي
  • چراغهاي رابطه
  • روزوب – سعيد اشيري
  • اخبار ورزشي – احسان فرهادي
  • لرستان – كامران دالوند
  • آبنوس – احمدعلي نريماني
  • كوهستان سرد اليگودرز
  • فرداي لرستان – حسين چراغي
  • آواي محيط زيست – محسن تيزهوش
  • انتشارات حروفیه
  • لكيانا (زبان و فرهنگ لكي)
  • پايگاه خبري تهاوند

    پایگاه اطلاع رسانی شهرستان الیگودرز
    » پایگاه خبری لرنا
    » گزنک
    » اتحاد برای الیگودرز
    » مرکز بازی های کم حجم
    » وبلاگ فرهنگی چغاگرگ
    » بی گناه اما همیشه محکوم
    » سمپاش (سرگرمی )
    » سايت بزرگ دختران و پسران ايراني
    » وبلاگ فرهنگي مردم اليگودرز
    » لر سرو
    » خرم آباد
    » need 4 fun طنز حسین
    » روز وب (سعید اشیری)
    » همتبار (سایت فرهنگی بختیاری ها)
    » تکواندو کاران الیگودرز
    » دانلود موسیقی لری
    » بازیکنان باشگاه بسکتبال پاسارگاد
    » لرستان بزرگ
    » ندای لرستان
    » فضول کوهدشتی
    » کوهدشت نت
    » وارگه (داستان نویسان الیگودرز)
    » دانشگاه آزاد الیگودرز
    » بیداری لرستان
    » نشریه عمران و سازه دانشگاه آزاد الیگودرز
    » اين گنجشك شاد
    » باشگاه بسکتبال پاسار گاد الیگودرز
    » الشتر خبر
    » داستان های انگلیسی
    » توسعه الیگودرز
    » الیگودرز عزیز من
    » قوم لر
    » سوتک
    » سبز پوشان اتاق عمل
    » شهر مجازی لرستانی ها
    » دیار دهدشت
    » بختیاری های مقیم پایتخت

    ختیاری لری لکی ممسنی
    سایت لرنا
    خرم آباد
    تاریخ و ادبیات لرستان
    نورآباد دلفان
    آمون بختیاری
    نجوم دورود
    دره شهر گنجینه ای گمشده
    چغاگرگ
    فردای لرستان
    هواداران لرستان
    وبلاگ چگنی ها
    مهندسی معدن
    فیزیولوژی ورزشی
    ایل بزرگ بختیاری
    تصاویر متحرک برای وبلاگ
    دانلودستان فرزندان دنا
    کرانه ی گمنام
    وبلاگ مسعود بختیاری
    انجمن فرهنگی سبز اندیشان
    درمورد زندگی بختیاری
    زیبا ترین خاطره
    روز وب
    وبلاگ وحید چگنی
    وبلاگ بختیاری
    نوع دوستي
    زبان و ادبیات لکی (زوئونئ له کی)
    دانلود موسیقی لری و لکی
    وبلاگ کوهدشت
    فرهنگ قوم بلوچ
    کوهدشت سیتی
    طلای سرخ در لرستان
    نداي لرستان
    وبلاگ عليرضا كرمي
    فرهنگ تالش
    جزیره مجنون
    بوف کور
    مردان كوهستان،شيران لرستان
    صنعت ساختمان
    تالار گفتگوی لرستان
    لرستان بزرگ
    تاریخ لرستان
    حه‌وت کانی (نقده)
    وبلاگ کرد زبانان
    تیم کوهنوردی پویا
    وبلاگ سرهک(لر های پست مدرن)
    سرزمین پدری
    ایلام آسو
    غزه
    دورود دورود دورود درود دورود دورود دورود
    عاشقانه ترین عاشقانه ا
    ملا پریشان(عارف لک زبان)
    وبلاگ روستاهای ایران
    کرد کیست؟کردستان کجاست؟
    واگویه ها
    MIS
    ایستگاه چمسنگر- منطقه راه آهن لرستان
    سایت سقز
    دانشگاه آزاد اليگودرز
    خرم‌آباد (لرستان) + رضا جايدری
    پاتوق بچه های پاپیل
    شعر وادبیات(علی رضاکرمی - خرم آبادی)
    غزل های دادا
    انتشارات حروفیه
    بیاموزیم
    باورهای سبز
    کوهدشت از گذشته تا حال
    میرزا کوچک خان جنگلی
    انگبين
    وبلاگ گیلانک
    زاگرس تور - وبلاگ گردشگری خرم آباد
    خبرگزاری لرستان پرس.اخبار لرستان و ایران
    زنان لر
    نهاوند کهن شهرزیبایم
    فتوبلاگ چمسنگر
    وبلاگ تاريخي كسري عزيزي
    دیار بالا گریوه
    لر طنز
    وب سایت تفریحی و گردشگری افلاک لرستان
    کوهستان سرد
    مرد خاکستری
    سایت آموزشی ایرانیان
    شعر وغزل معاصر لرستان
    جدیدترین اطلاعات ومقالات کامپیوتر( صمد بنی احمد)
    لرستان ورزشی
    هیئت دوچرخه سواری شهرستان دورود
    تالار گفتگوی تخصصی لرستان
    باغملك سيتي
    لرستان پاتوق
    دفتر تمرین
    ورزش لرستان-ورزش دیار فلک وافلاک
    استاد نبی الله فیروزی
    سان دانلود

  • لینک های مرتبط با قوم لر

     

    قوم لر – ظفر

  • ايستگاه چمسنگر
  • رضا جايدري – خرم آباد
  • باشگاه ورزش كوثر لرستان
  • هفته نامه دورود
  • كرتول – بروجرد
  • هفته نامه آفتاب لرستان
  • تيم فوتبال كوثر لرستان (نعمت پور)
  • ايستگاه چمسنگر
  • سايت دكتر رحيمي نسب
  • بروجرد نيوز
  • گنجينه فرهنگ مردم چهارمحال و بختياري- شهركرد
  • خبرگزاري فضول نهوندي
  • سرهرك – اميد گوهري
  • پايگاه خبري اليگودرز
  • اخبار ملاير
  • هيئت دچرخه سواري دورود - آستركي
  • وبلاگ كوهدشت – امين آزادبخت
  • اتحاد براي اليگودرز – اسكندر صالحي
  • هشتاد پهلو – بازگير
  • نفس پاك زاگرس
  • كوهدشت سيتي
  • چراغهاي رابطه
  • روزوب – سعيد اشيري
  • اخبار ورزشي – احسان فرهادي
  • لرستان – كامران دالوند
  • آبنوس – احمدعلي نريماني
  • كوهستان سرد اليگودرز
  • فرداي لرستان – حسين چراغي
  • آواي محيط زيست – محسن تيزهوش
  • انتشارات حروفیه
  • لكيانا (زبان و فرهنگ لكي)
  • پايگاه خبري تهاوند

    پایگاه اطلاع رسانی شهرستان الیگودرز
    » پایگاه خبری لرنا
    » گزنک
    » اتحاد برای الیگودرز
    » مرکز بازی های کم حجم
    » وبلاگ فرهنگی چغاگرگ
    » بی گناه اما همیشه محکوم
    » سمپاش (سرگرمی )
    » سايت بزرگ دختران و پسران ايراني
    » وبلاگ فرهنگي مردم اليگودرز
    » لر سرو
    » خرم آباد
    » need 4 fun طنز حسین
    » روز وب (سعید اشیری)
    » همتبار (سایت فرهنگی بختیاری ها)
    » تکواندو کاران الیگودرز
    » دانلود موسیقی لری
    » بازیکنان باشگاه بسکتبال پاسارگاد
    » لرستان بزرگ
    » ندای لرستان
    » فضول کوهدشتی
    » کوهدشت نت
    » وارگه (داستان نویسان الیگودرز)
    » دانشگاه آزاد الیگودرز
    » بیداری لرستان
    » نشریه عمران و سازه دانشگاه آزاد الیگودرز
    » اين گنجشك شاد
    » باشگاه بسکتبال پاسار گاد الیگودرز
    » الشتر خبر
    » داستان های انگلیسی
    » توسعه الیگودرز
    » الیگودرز عزیز من
    » قوم لر
    » سوتک
    » سبز پوشان اتاق عمل
    » شهر مجازی لرستانی ها
    » دیار دهدشت
    » بختیاری های مقیم پایتخت

    ختیاری لری لکی ممسنی
    سایت لرنا
    خرم آباد
    تاریخ و ادبیات لرستان
    نورآباد دلفان
    آمون بختیاری
    نجوم دورود
    دره شهر گنجینه ای گمشده
    چغاگرگ
    فردای لرستان
    هواداران لرستان
    وبلاگ چگنی ها
    مهندسی معدن
    فیزیولوژی ورزشی
    ایل بزرگ بختیاری
    تصاویر متحرک برای وبلاگ
    دانلودستان فرزندان دنا
    کرانه ی گمنام
    وبلاگ مسعود بختیاری
    انجمن فرهنگی سبز اندیشان
    درمورد زندگی بختیاری
    زیبا ترین خاطره
    روز وب
    وبلاگ وحید چگنی
    وبلاگ بختیاری
    نوع دوستي
    زبان و ادبیات لکی (زوئونئ له کی)
    دانلود موسیقی لری و لکی
    وبلاگ کوهدشت
    فرهنگ قوم بلوچ
    کوهدشت سیتی
    طلای سرخ در لرستان
    نداي لرستان
    وبلاگ عليرضا كرمي
    فرهنگ تالش
    جزیره مجنون
    بوف کور
    مردان كوهستان،شيران لرستان
    صنعت ساختمان
    تالار گفتگوی لرستان
    لرستان بزرگ
    تاریخ لرستان
    حه‌وت کانی (نقده)
    وبلاگ کرد زبانان
    تیم کوهنوردی پویا
    وبلاگ سرهک(لر های پست مدرن)
    سرزمین پدری
    ایلام آسو
    غزه
    دورود دورود دورود درود دورود دورود دورود
    عاشقانه ترین عاشقانه ا
    ملا پریشان(عارف لک زبان)
    وبلاگ روستاهای ایران
    کرد کیست؟کردستان کجاست؟
    واگویه ها
    MIS
    ایستگاه چمسنگر- منطقه راه آهن لرستان
    سایت سقز
    دانشگاه آزاد اليگودرز
    خرم‌آباد (لرستان) + رضا جايدری
    پاتوق بچه های پاپیل
    شعر وادبیات(علی رضاکرمی - خرم آبادی)
    غزل های دادا
    انتشارات حروفیه
    بیاموزیم
    باورهای سبز
    کوهدشت از گذشته تا حال
    میرزا کوچک خان جنگلی
    انگبين
    وبلاگ گیلانک
    زاگرس تور - وبلاگ گردشگری خرم آباد
    خبرگزاری لرستان پرس.اخبار لرستان و ایران
    زنان لر
    نهاوند کهن شهرزیبایم
    فتوبلاگ چمسنگر
    وبلاگ تاريخي كسري عزيزي
    دیار بالا گریوه
    لر طنز
    وب سایت تفریحی و گردشگری افلاک لرستان
    کوهستان سرد
    مرد خاکستری
    سایت آموزشی ایرانیان
    شعر وغزل معاصر لرستان
    جدیدترین اطلاعات ومقالات کامپیوتر( صمد بنی احمد)
    لرستان ورزشی
    هیئت دوچرخه سواری شهرستان دورود
    تالار گفتگوی تخصصی لرستان
    باغملك سيتي
    لرستان پاتوق
    دفتر تمرین
    ورزش لرستان-ورزش دیار فلک وافلاک
    استاد نبی الله فیروزی
    سان دانلود

  • شقایق دهقان (خانم شیرزاد): مادرم یک بختیاری واقعی است

    شقایق دهقان (خانم شیرزاد): مادرم یک بختیاری واقعی است
    شنیده بودم که شقایق دهقان یا "خانم شیرزاد" سریال ساختمان پزشکان، از خانواده ای «نیمه خوزستانی» است. همین مسأله انگیزه ای شد که از طریق دوستان مشترک، کنجکاوی هایم را با خود «شقایق دهقان» مطرح کنم.

    گزارش – سحر عباسی: شنیده بودم که شقایق دهقان بازیگر نقش خانم شیرزاد در سریال تلویزیونی ساختمان پزشکان، از خانواده ای «نیمه خوزستانی» است. همین مسأله انگیزه ای شد که از طریق دوستان مشترک، کنجکاوی هایم را با خود «شقایق دهقان» مطرح کنم. شرح مصاحبه با خانم شقایق دهقان را در ادامه می خوانید.

    شقایق دهقان بازیگر نقش خانم شیرزاد در سریال تلویزیونی ساختمان پزشکان گفت: مادرم یک زن بختیاری واقعی است و بیش از اینکه بتوانم بگویم خانواده ما «نیمه خوزستانی» است، می توانم بگویم «نیمه بختیاری» است.

    شقایق دهقان در گفتگو با خبرنگار آژانس خبری خوزستان (خوزنا) گفت: رابطه من با فرهنگ بختیاری از طریق مادرم بوده است. مادرم یک زن بختیاری واقعی است. زنی که هنوز هم به شدت «مادر» است. ایشان از نظر فیزیکی هم از من خیلی قد بلندتر و درشت تر هستند و من هیچ وقت از او بزرگتر نشدم! شاید باورتان نشود ولی خوشبختانه خانه مادرم دیوار به دیوار خانه ماست و گاهی مادرم در برخی مواقع حساس به دادم می رسد؛ به ویژه در آشپزی و میهمان داری. جالب است بدانید که شام عروسی خودم و دو خواهر دیگرم را نیز مادرم درست کرده بود.


    شقایق دهقان افزود: روحیه مهمان نوازی بختیاری ها ستودنی است و مادرم تمام ویژگی های خوب یک زن بختیاری را دارد. همیشه خانم خانه بوده است. برخلاف نسل ما، آشپزی اصلاً برایش سخت نیست. آشپزی های آنچنانی و مهمان داری را دوست دارد. مثلاً یکدفعه تصمیم می گیرد 40 تا غذا درست کند و برای کارگران پارک محله ببرد. اینقدر آشپزی برایش آسان است. ولی من متأسفانه اینطور نیستم.

    شقایق دهقان درباره ویژگی های اخلاقی مادرش گفت: مادرم به منیاد داده که به زندگی بقیه چشمداشتی نداشته باشم و حسادت نکنم. این چیزی است که دوست دارم به عنوان یک مادر به فرزندم هم یاد دهم. مادرم آدم اهل سازشی است. با پدرم همه جا رفته؛ آلمان، شمال، ایران. و با اینکه پدرم آنچنان پولدار نبوده، همه جوره با او ساخته است. در مجموع می توانم بگویم مادرم در مقایسه با من، خانه دار تر است

    آب در لردگان و مردم تشنه لب اند؛ پاسخگو کیست؟

     
     
    آب در لردگان و مردم تشنه لب اند؛ پاسخگو کیست؟
    ایبنانیوز / حسن آبرود

    استان چهارمحال و بختیاری یکی از پر آبترین استان های کشور است که آب شرب چندین استان از بخش مرکزی فلات ایران را در قالب انتقال آب بین حوضه ای، تأمین می کند.

    به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، شهرستان لردگان که هر روزه شاهد افتتاح و یا کلنگ زدن سدهای متفاوت (از جمله سد کارون 4 ، مجموعه سدهای خرسان و...) بوده و از منابع آبی فراوانی برخوردار است، امروزه بطور جدی دچار مشکل آب شرب است بطوریکه اکثر جمعیت این شهرستان باید از آب جیره بندی استفاده کنند!

    هرچند تا قبل از این هم وضع به همین ترتیب بوده و اکثر مناطق روستایی این شهرستان، در هفته کمتر از چند ساعت آب داشته و مجبور به استفاده حداقلی از آب بوده اند.

    رود خرسان، آب چشمه برم، آب اتشگاه و... از جمله آبهای سطحی روان در حوزه شهرستان لردگان هستند که می توان از آنها برای مصرف آب شرب تمامی شهر و بخشها و روستاهای تابعه استفاده نمود.

    نکته جالب توجه اینکه شهر لردگان با جمعیتی بالغ بر چهل هزار نفر، تا این لحظه از داشتن تصفیه خانه آب شرب، محروم بوده و تنها شهر بزرگ استان چهارمحال و بختیاری است که هنوز از این امکانات برخوردار نشده است و همین مسأله موجب گسترش بیش از حد بیماری های کلیوی در این شهرستان شده است.

    به گفته مسئولین بیمارستان شهداء لردگان، هر ساله شاهد مراجعه تعداد زیادی از بیماران به این بیمارستان هستیم که علت مراجعه آنها، نارسایی های کلیویی تشخیص داده می شود که علت اصلی آن آب پر رسوب این شهرستان بشمار میرود.

    همچنین یکی دیگر از دلایل شیوع بیماری های کلیوی در لردگان، حمل آب شرب روستاها با شیوه های غیر بهداشتی نظیر حمل به وسیله تانکرهای فرسوده می باشد که تقریباً تمامی روستاهای شهرستان با این مشکل یعنی حمل آب شرب با تانکر و آلودگی تانکرها دست به گریبان هستند تا جایی که حتی آب شرب نزدیکترین روستاها به شهر - که فاصله ای کمتر از سه کیلومتر با بخش مرکزی لردگان دارند - نیز به وسیله تانکر تأمین می شود!

    واژگانی نظیر آلودگی آب و اعتراض به حمل آب شرب با تانکرهای غیربهداشتی، بی شک یکی از تکراری ترین خبرهای ارسالی خبرنگاران مستقل و خبرگزاری های غیردولتی از لردگان بوده که هرگز، هیچ پاسخ در خور و اقدام شایسته ای از سوی مسئولین را در پی نداشته است.

    چندی پیش بود که سرپرست فعلی فرمانداری شهرستان لردگان در مصاحبه با خبرگزاریها، وضعیت آب شرب ۱۱۲ روستای این شهرستان را «بحرانی» توصیف کرد وگفت: «با آغاز ماه مبارک رمضان و همزمانی آن با فصل گرما، عدم دسترسی مردم به آب شرب موجب بروز مشکلات بسیاری برای مردم این شهرستان شده است و ساماندهی وضعیت نابسامان کم‌آبی در سطح روستاهای این شهرستان بسیار ضروری است».

    وی ضمن تأیید این مطلب که در حال حاضر از مجموع ۳۶۰ روستای این شهرستان، ۱۱۲ روستا با تانکر آبرسانی می‌شود، گفت: «با توجه به استعدادهای موجود در این شهرستان از جمله وجود چشمه‌های فراوان و متعدد نظیر چشمه سفید خانمیرزا، پروز فلارد، سندگان فلارد و آتشگاه لردگان مسئولان اجرایی و متولیان امور آب بایستی برای تدوین و اجرای طرح‌های بزرگ آبرسانی به روستاهای این شهرستان چاره‌اندیشی کنند».

    به راستی به مصداق ضرب المثل «آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم»، می توان گفت: آب در لردگان و مردم تشنه لب اند؛ چه کسی پاسخگوست؟ چرا وزارت نیرو که این همه از محل سدهای بزرگ شهرستان لردگان سود میبرد، فکری برای حل معضل آب شرب این مردم نمی کند؟ برخورداری از آب بهداشتی و سالم، آنهم در یکی از پر آب ترین شهرهای ایران، جزو حداقل های خواست هر انسان برای زنده ماندن است.

    پایان آتش‌سوزی در پلدختر؛ مهار آتش با «دبه و بطری آب‌معدنی»

    امدادگران هلال احمر در حال انتقال دبه‌های آب

     
    گزارش‌ها  حاکی است که آتش‌سوزی در پلدختر  پس از بیش از ۵۰ ساعت ظهر جمعه مهار شد. یک کارشناس محیط زیست به خبرگزاری مهر گفته است که گروه مهار آتش «با بطری و دبه آب» به جنگ آتش رفته است.
    فرماندار پلدختر از اطفاي حريق در مناطق شمال و جنوب اين شهرستان در ظهر جمعه خبر داد.

    به گزارش خبرگزاري فارس از پلدختر، فريدون رشيدي عصر امروز در نشست با فعالان خبري شهرستان اظهار داشت: با همكاري خوب ستاد بحران استان و مديران كل منابع طبيعي، محيط زيست و مدير عامل جمعيت هلال احمر استان لرستان و امدادگران جمعيت هلال احمر شهرستان كوهدشت و پلدختر و منابع طبيعي كوهدشت و پلدختر و رومشگان و نيروهاي بسيج آتش‌سوزي در اين دو منطقه مهار شده است.


    فرماندار شهرستان پلدختر با اشاره به این که مهار آتش در جنگل‌های شمال و جنوب این شهر ظهر جمعه به پایان رسیده اضافه کرده است که نیروهای امداد هنوز در این منطقه در آماده‌باش هستند.

    در همین حال یک کارشناس محیط زیست در این باره به خبرگزاری مهر گفته است: «جای تعجب است که استان لرستان با داشتن عرصه عظیمی از جنگل و مرتع در مواقع اضطراری با دستان خالی و بطری و دبه‌های آب به جنگ آتش رفته باشد.»

    نیم‌روز جمعه پس از گذشت ۴۸ ساعت از آغاز آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع شهرستان پلدختر در استان لرستان، خبرها از ایران حاکی بود که این آتش‌سوزی که مسئولان آن را «بی‌سابقه‌ترین» توصیف کرده‌اند هنوز مهار نشده است. تاکنون بیش از ۵۰۰ هکتار از جنگل‌های بلوط منطقه طعمه آتش شده است.

    انتشار این خبر در نیم‌روز جمعه در حالی بود که پیشتر یکی از مقامات استان‌داری لرستان وعده داده بود که آتش در مراتع پلدختر تا عصر روز پنج‌شنبه خاموش شود.

    به گزارش خبرگزاری نیمه‌رسمی مهر، آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع شمال و جنوب شهرستان پلدختر در استان لرستان صبح روز چهارشنبه گذشته آغاز شد.

    سرپرست منابع طبیعی استان لرستان پنج‌شنبه عصر ضمن اشاره به این که عامل این آتش‌سوزی هنوز مشخص نیست اعلام کرد که «تاکنون [پنج‌شنبه] ۵۰۰ هکتار از مراتع و جنگل‌های بلوط در پلدختر به دلیل این آتش‌سوزی از بین رفته‌اند».

    گزارش خبرگزاری مهر حاکی است که هلی‌کوپتر امدادی تازه در روز پنج‌شنبه یعنی پس از گذشت ۲۴ ساعت از آغاز آتش‌سوزی برای «تسریع مهار آتش» به منطقه اعزام شده است.

    حسن شریعت‌نژاد، معاون سیاسی امنیتی استان‌داری لرستان، روز پنج‌شنبه ضمن دادن این وعده که آتش‌سوزی تا ساعاتی دیگر مهار خواهد شد اطمینان داد که این آتش بی‌سابقه «به چاه‌های نفت نخواهد رسید».

    احتمالا این واکنشی بوده است به نظر فرماندار شهرستان پلدختر که گفته بود در صورت ادامه آتش‌سوزی «امکان ایجاد خطر برای چاه‌های نفت سرکان مالکوه در منطقه شمال پلدختر در روستای خرسدر محتمل است».

    پس از آن با آن که وعده این مقام امنیتی استان لرستان محقق نشده است، آن طور که خبرگزاری مهر گزارش می‌دهد، گروه مهار آتش پنج‌شنبه شب به دلیل «تاریک شدن هوا و عدم توان نیروها» مجبور به تعطیل کردن کار تا صبح جمعه شده‌اند.

    یک مقام استان لرستان دلیل احتمالی عدم مهار آتش را «صعب‌العبور بودن منطقه و سختی عملیات اطفای حریق» اعلام کرده است.

    در آذرماه سال ۱۳۸۹ نیز آتشی در جنگل‌های گلستان در شمال ایران آغاز شد که مهار آن بیش از دو هفته طول کشید و شعله‌های آن تا شرق مازندران نیز رسید.

    استان لرستان دارای یک میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار جنگل و ۸۱۰ هزار هکتار مرتع است و از نظر وجود جنگل‌ها و مراتع در زاگرس یکی از غنی‌ترین استان‌ها محسوب می‌شود.

    عکس های زیبا سرچشمه یک رود بزرگ در سرزمین لرنشین

     

     

     

     

     

     

     

    در آینده ای نزدیک منابع عظیم آب موجب  مرگ  سرزمین ها لرنشین خواهد شد.


     

    هامان کیانی:سال های سال است که برنامه ریزی های غلط کشوری و عدم برابری و عدالت در توسعه ی مناطق مختلف کشوری به بهانه هایی که گاها چیزی جز پوچی در آن ها نیست، کشور را از حالت توسعه ی پایدار و بهره وری مناسب خارج کرده است و برای سر پا ماندن بسیاری از طرح های از قبل اجرا شده و در حال اجرا هزینه های هنگفتی به بیت المال و منابع سرزمین بزرگ ایران تحمیل می شود که در مورد محیط زیست بسیاری از این تاثیرات و تخریب ها بازگشت ناپذیر می باشند.

    سرزمین های لر نشین کشور ایران باوجود شرایط بسیار عالی در کشور برای توسعه، از قافله ی پیشرفت عقب مانده اند.به همین سبب آب که از دارایی های مهم و استراتژیک این سرزمین محسوب می شود باید به شهرهای بیابانی وخشکی که در کویر مرکزی ایران در حال تاسیس و توسعه هستند انتقال یابد و یا با اجرای سدهای بزرگ، تامین برق و انرژی را عامل باشد. طرح ها و برنامه هایی که به ظاهر به نفع منافع عموم مردم کشور می باشند. پروژه های آب بری از لرستان و چهارمحال و بختیاری در کنار سد گتوند از این دست نمونه هاست.

    تونل های کوهرنگ که قسمتی از آب کارون را به زاینده رود وصل میکند

     

    پروژه هایی که گرچه نام ملی را یدک می کشند اما از نگاه مردم لر هیچگاه حتی تامین کننده ی بخش اندکی از نیازهای این مردم نبوده اند و تنها در آن ها این سرزمین به عنوان یک مخزن آب که می شود به دلخواه از آن آب برداشت پنداشته شده است. شاخص ها و آمارهای توسعه در استان های این سرزمین شواهد بزرگ و مستندی بر این ادعاست.

    آب از الیگودرز لرستان (سرشاخه های دز) برده می شود بدون در نظر گرفتن حقابه و حتی بدون احترام گذاشتن به باغ دارانی که زمین هایشان خشک شد. نامی از لرستان در تشریحات طرح برده نمی شود و رود پر آب دز در پایین دست دچار کم آبی می شود.

    آب از چهارمحال و بختیاری طی پروژه ی گلاب قرار است برای کویر استان اصفهان برده شود بدون در نظر گرفتن اینکه صنعت مردم لر که غالبا کشاورزی است، دیم است و مردم لر خود نیازمند توسعه ی زیرساخت ها هستند. زنده رود می میرد و محیط زیست سرزمین های لرنشین که مهد و سازنده ی تمدن های بزرگ و شگرف ایران زمین است به ورطه ی نابودی کشیده می شود.

    مردم چهار محال و بختیاری در خردادی که گذشت اعتراض کردند اما آیا فریادشان شنیده می شود؟

    سد گتوند؛ سدی که دیگر در ایران آثار مخرب فرهنگی و زیست محیطی آن بر هیچکس پوشیده نیست. فرهنگ مردم لر از همان آغاز مسئله ی مهمی انگاشته نشد و از صحنه ی بحث های مهم خارج گردید اما باید اکنون شاهد مرگ کارون پس از زنده رود باشیم؟ عدم در نظر گرفتن حقابه ی طبیعی و مناسب برای کارون پس از اجرای چند سد و شوری آب آن پس از آبگیری سد گتوند، کارون خروشان را به رود شوری در دشت خوزستان تبدیل خواهد کرد و این دست مایه ی برف های کوه های بختیاری را به قهقرا می برد.

    این نابسامانی ها و برنامه ریزی های غیر کارشناسی علاوه بر از بین بردن هویت فرهنگی قوم لر، موجودیت آن ها را نیز در معرض تهدید قرار داده است. علاوه بر این انتصاب خیل بسیار مدیران نه چندان لایق که از سوی دولت برای استان های لرنشین گماشته می شوند موجب می شود که برای مثال از استان محروم لرستان بودجه به خزانه مملکتی بازگشت داده شود.

    با روند کنونی، آب که موجب آبادانی و حیات در هر سرزمینی است در سرزمین لران موجب مرگ طبیعت و از بین رفتن فرصت های توسعه و پیشرفت در این مناطق شده است.

    مسئولین کشوری، استانی و حتی خود مردم لر باید به گوش باشند که در صورت ادامه ی بی توجهی به مسئله ی آب و اجرای طرح های غیر کارشناسانه در آینده ای نزدیک آب مایه ی مرگ این سرزمین ها خواهد شد.

    صنعت ورشو سازی بروجرد

     

    varshow4دراين ميان صنايع دستي نيز به عنوان بخشي از ميراث کهن و فرهنگي ملت ها، نقش مهمي در معرفي تمدن و پيشينه تاريخي سرزمين دارد.

    اسناد و مدارک فرهنگي برجاي مانده از گذشته به ويژه ابزار و ظروف بيانگير آن است که بروجرد نيز از لحاظ توليد صنايع دستي سابقه اي ديرينه دارد.

    نوآوران و استادان صنايع دستي در بروجرد همواره به موازات آفرينشهاي ذوقي صنعتگران و هنرمندان ديگر شهرهاي کشور از جمله اصفهان در خلق آثار شگفت انگيز گام برداشته اند.

    مسگري ، جاجيم بافي، گليم بافي ، صابون پزي ، گيوه دوزي، ماشته بافي، چاقوسازي و صنايع دستي ورشو از پرآوازه ترين توليدات محلي بروجرد بوده که در گذشته از رونق خاصي برخوردار بوده اند.

    ورشو سازي شاخص ترين صنايع دستي بروجرد است که با بيش از دو قرن رونق ، نام اين شهرستان را در داخل و خارج کشور مطرح کرده، اما امروز آرام آرام در بوته فراموشي فرو غلطيده است.

    آبخوري ، سيني و فنجان ،منقل، آفتابه لگن، سرمه دان، گلاب پاش و سماور از توليدات متنوع ورشويي هستندکه به استناد برخي متون، کار ساخت اين لوازم خانه از زمان سلجوقيان و صفويان دراين منطقه رواج داشته و در زمان قاجار اين هنر به اوج خود رسيده است.

    امروز ديگر صداي دلنشين چکش صنعتگران پر ذوق در کوچه پس کوچه هاي بازار قديمي بروجرد به گوش نمي رسد و دگرگونيهاي صنعتي نقش و نگار ظروف ورشو را از ياد برده است.

    varshow3در تاريخ ورشو سازي بروجرد استاداني از جمله “محمدرحيم ميناگر”، “رضا رئوفيان”، “رضا گلدوز” و “محمد بادآور” پا به عرصه وجود نهاده و با تحمل مشکلات فراوان صنعت ورشو سازي را با دستان خود به اوج و تکامل رساندند.

    گليم بافي، جاجيم بافي و ماشته نيز از ديگر صنايع دستي بروجرد بوده که در گذشته از رونق خوبي برخوردار و اين صنايع مورد استفاده اغلب خانواده ها و مصارفي چون رختخواب پيچ و زير انداز قرار مي گرفت.

    از آنجا که در گذشته حرفه اغلب مردم بروجرد دامداري بوده اين منطقه از لحاظ دارا بودن نخ و پشم ،غني بوده، اين مهم موجب گرايش افراد به سمت اين صنعت و هنر دستي مي شده است.

    امروز تار و پود اين هنر به دليل کم توجهي برخي مسوولان نخ نما شده و در کوچه هاي باريک بازار قديمي بروجرد تنها تعداد انگشت شماري از کارگاههاي بافندگي به جا مانده که از انها به عنوان انبار استفاده مي شود.

    گيوه دوزي و جوراب بافي نيز از ديگر صنايع دستي بروجرد محسوب مي شد که اين حرفه ها نيز با حضور فناوري هاي جديد در عرصه توليد کفش و پاپوشها، رونق خود را از دست داده و به طور کامل فراموش شده است.

    مسگري از ديگر حرفه هاي پر رونق بروجرد بوده که به دليل وجود انواع ظروف مدرن ، فراموش شده و امروز تنها نام “بازار مسگرها” رونق و معروفيت اين پيشه را در ذهن تداعي مي کند.

    صدايي که از کوبيدن چکشها به ظروف مسي به صورت همنوا ايجاد و در کوچه هاي بازار بروجرد طنين انداز مي شد، اين حرفه را از ميان ديگر صنايع متمايز مي ساخت .

    هنر چاقو سازي نيز از ديگر صنايع دستي بروجرد محسوب مي شود که امروز به دليل تحولات گوناگون، صنعتگران اين هنر به شغلهاي ديگر روي آوردند.

    متاسفانه امروز به دليل اهميت ندادن به اين صنايع، ماشته، گليم و جاجيمها صنعتي، ظروف ورشوي ماشين ساز، صنايع چرمي مصنوعي و تابلوهاي پلاستيکي چوب نما شده اند و با قيمتهاي بالا به مردم عرضه مي شود.

    غار کوگان لرستان یادگاری از دوره اشکانیان

     

     

     

     

     

     

    غار کوگان که در زبان محلی «غار کوگو» خوانده میشود، در ۵۲ کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در روستای خوش آب و هوایی به همین نام قرارگرفته است.

    غار کوگان جزو غارهای چند طبقه است که دسترسی بسیار سختی دارد و رسیدن به آن بدون تجهیز به امکانات و وسایل کوه نوردی و غار نوردی دشوار است. این غار دژ مانند که تمام آن با حجاریهای طاقت فرسا به وجود آمده به استناد سکه هایی که در اطراف آ ن به دست آمده است به دوره اشکانیان تعلق دارد و طی قرون متمادی به عنوان یک محل سکونت دائمی مورد استفاده قرار گرفته است.

    غار کوگان که در ارتفاع ورودي آن از کف تراز دره مجاورش بيش از 50 متر است پس از 220 پله و مسيري در حدود 150 متر طول در سالهاي 86 و 87 توسط سازمان ميراث فرهنگي بر مسير سخت گذر قديم آن احداث شده که مي توان از اين طريق وارد غار شد. این غار در دو طبقه با تاقها و دهليزهاي ارتباطي با هنرمندي خاص حجاري شده است و داراي معماري صخره اي منحصر به فردي است که از نظر کارکرد به ظاهر به عنوان معبد براي پرستش ميترا در آئين مهر پرستي از آن استفاد مي شده است.

    ورودی غار به صورت چهار گوش در اندازه 50/2 در 20/2 متر است و به سمت شمال باز می شود. غار شامل دو طبقه است که طبقه اول آن از چهار اتاق و فضاهای مرتبط به هم تشکیل شده است. طبقه دوم غار 40/3 متر بالاتر از کف قسمت اول غار است. این غار دارای اتاقهایی جهت استفاده بوده و نمونه ای از معماری صخره ای اشکانی است .

    مساحت کلی فضاهای تعبیه شده در این غار دست ساز حدود 281 متر مربع است و از نکات قابل تأمل در این غار وجود مخازن آب در داخل اتاقهاست.

    این غار مربوط به دوره اشکانی (پارتی ) به شماره 2660 در فهرست آثارملی ایران به ثبت رسیده است

    محمد رحیمی راد (کوگانی)

    Space Shuttle Discovery Mission Specialist Lisa Nowak waves prior to boarding the astrovan en route to the orbiter at the Kennedy Space Center, Fla., in this July 2, 2006, file photo. (AP Photo/Terry Renna)

    Disgraced astronaut booted from Navy

    Lisa Nowak's confrontation of a romantic rival drew infamous national headlines. Where she's been since her trial

    Related links

    ۳۰۰۰ ضرب المثل شیرین فارسی….

     

    فصل « آ »
    آب از دستش نمیچکه !
    آب از سر چشمه گله !
    آب از آب تکان نمیخوره !
    آب از سرش گذشته !
    آب پاکی روی دستش ریخت !
    آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !
    آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !
    آب زیر پوستش افتاده !
    آب که یه جا بمونه، میگنده .
    آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !
    آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !
    آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !
    آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !
    آبی از او گرم نمیشه !
    آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

    آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !
    آدم زنده، زندگی میخواد !
    آدم گدا، اینهمه ادا ؟!
    آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !
    آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !
    آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !
    آرزو بر جوانان عیب نیست !
    آستین نو پلو بخور !
    آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !
    آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !
    آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !
    آش نخورده و دهن سوخته !
    آفتابه خرج لحیمه !
    آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !
    آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !
    آمدم ثواب کنم، کباب شدم !
    آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !
    آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !
    آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .
    آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!
    آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !
    آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !
    آنقدر مار خورده تا افعی شده !
    آن ممه را لولو برد !
    آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟
    آواز دهل شنیده از دور خوشه !
    فصل « الف »
    اجاره نشین خوش نشینه !
    ارزان خری، انبان خری !
    از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !
    از اونجا مونده، از اینجا رونده !
    از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !
    از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !
    از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !
    از این ستون بآن ستون فرجه !
    از بی کفنی زنده ایم !
    از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
    از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !
    از تو حرکت، از خدا برکت .
    از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
    از خر افتاده، خرما پیدا کرده !
    از خرس موئی، غنیمته !
    از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!
    از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !
    از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !
    از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !
    از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !
    از شما عباسی، از ما رقاصی !
    از کوزه همان برون تراود که در اوست ! (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))
    از کیسه خلیفه می بخشه !
    از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !
    از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !
    از ماست که بر ماست !
    از مال پس است و از جان عاصی !
    از مردی تا نامردی یک قدم است !
    از من بدر، به جوال کاه !
    از نخورده بگیر، بده به خورده !
    از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !
    از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
    از هول هلیم افتاد توی دیگ !
    از یک گل بهار نمیشه !
    از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !
    اسباب خونه به صاحبخونه میره !
    اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !
    اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !
    اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !
    اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !
    اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !
    استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!
    اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !
    اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !
    اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !
    اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !
    اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !
    اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !
    اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !
    اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !
    اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !
    اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !
    اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !
    اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !
    اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست !
    اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !
    اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !
    اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !
    اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !
    اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .
    اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !
    اگه لر ببازار نره بازار میگنده !
    اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !
    اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !
    اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !
    اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !
    اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !
    اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !
    اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !
    امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !
    امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !
    انگور خوب، نصیب شغال میشه !
    اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !
    اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
    اول بچش، بعد بگو بی نمکه !
    اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن !
    اول بقالی و ماست ترش فروشی !
    اول پیاله و بد مستی !
    اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !
    ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !
    این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !
    اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !
    این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !
    این قافله تا به حشر لنگه !
    اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !
    اینو که زائیدی بزرگ کن !
    این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !
    اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!
    اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !
    _______________________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ب ”
    +++++++++++++++++++++++
    با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .
    با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !
    با این ریش میخواهی بری تجریش ؟
    با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !
    با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !
    باد آورده را باد میبرد !
    با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
    بادنجان بم آفت ندارد !
    بارون آمد، ترکها بهم رفت !
    بار کج به منزل نمیرسد !
    با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !
    بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !
    بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !
    با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !
    با کدخدا بساز، ده را بچاپ !
    با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !
    بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !
    بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !
    با مردم زمانه سلامی و والسلام .
    تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !
    با نردبان به آسمون نمیشه رفت !
    با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟
    باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !
    با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !
    با یک گل بهار نمیشه !
    با یک گل بهار نمیشه !
    با یک گل بهار نمیشه !
    به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !
    به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !
    بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !
    بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !
    بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
    بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !
    بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !
    به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !
    بدعای گربه کوره بارون نمیاد !
    بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !
    برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !
    برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
    خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!
    برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !
    برای کسی بمیر که برات تب کنه !
    برای همه مادره، برای ما زن بابا !
    برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !
    برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !
    بر عکس نهند نام زنگی کافور !
    به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !
    بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !
    بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !
    بز گر از سر چشمه آب میخوره !
    به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه ؟!
    به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
    بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !
    بعد از هفت کره، ادعای بکارت !
    بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !
    به کیشی آمدند به فیشی رفتند !
    به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !
    به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !
    به کک بنده که رقاص خداست !
    بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !
    بگیر و ببند بده دست پهلوون !
    بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل !
    بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !
    بماه میگه تو در نیا من در میام !
    بمرغشان کیش نمیشه گفت !
    بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !
    بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !
    بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !
    به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !
    به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
    بمیر و بدم !
    به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !
    بیله دیگ، بیله چغندر !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” پ ”
    ++++++++++++++++++++
    پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد !
    پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو !
    پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست !
    پز عالی، جیب خالی !
    پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه !
    پس از قرنی شنبه به نوروز میافته !
    پستان مادرش را گاز گرفته !
    پسر خاله دسته دیزی !
    پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !
    پدر کو ندارد نشان از پدر — تو بیگانه خوانش نخوانش پسر !
    پشت تاپو بزرگ شده !
    پنج انگشت برادرند، برابر نیستند !
    پوست خرس نزده میفروشه !
    پول است نه جان است که آسان بتوان داد !
    پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله !
    پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور !
    پولدارها به کباب، بی پولها به بوی کباب ،
    پول ما سکه عُمَر داره !
    پیاده شو با هم راه بریم !
    پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرده !
    پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه !
    پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه !
    پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه !
    پیش از آخوند منبر نرو !
    پیش رو خاله، پشت سر چاله !
    پیش قاضی و معلق بازی !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ت ”
    تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه !
    تابستون پدر یتیمونه !
    تا پریشان نشود کار بسامان نرسد !
    تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد !
    تا تنور گرمه نون و بچسبون !
    تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون !
    تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود !
    تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد !
    تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه !
    تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره !
    تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن !
    تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها !
    تا هستم بریش تو بستم !
    تب تند عرقش زود در میاد !
    تخم دزد، شتر دزد میشه !
    تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد !
    تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه !
    ترب هم جزء مرکبات شده !
    ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !
    تره به تخمش میره، حسنی به باباش !
    تعارف کم کن و بر مبلغ افزا !
    تغاری بشکنه ماستی بریزد — جهان گردد به کام کاسه لیسان !
    تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش !
    تلافی غوره رو سر کوره در میاره !
    تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته !
    تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه !
    تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده !
    تو از تو، من ازبیرون !
    تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد !
    توبه گرگ مرگه !
    تو که نی زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد !
    تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را !
    توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” چ ”
    چار دیواری اختیاری !
    چاقو دسته خودشو نمیبره !
    چاه کن همیشه ته چاهه !
    چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی !
    چاه نکنده منار دزدیده !
    چرا توپچی نشدی !
    چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است !
    چشته خور بدتر از میراث خوره !
    چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی !
    چشمش آلبالو گیلاس می چینه !
    چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه !
    چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه !
    چنار در خونه شونو نمی بینه !
    چوب خدا صدا نداره ، هر کی بخوره دوا نداره !
    چوب دو سر طلا ست !
    چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه !
    چوب معلم گله، هر کی نخوره خله !
    چو به گشتی، طبیب از خود میازار — چراغ از بهر تاریکی نگه دار !
    چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن — که گوهر فرو شست یا پیله ور!
    چه خوشست میوه فروشی — گر کس نخرد خودت بنوشی !
    چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه !
    چه علی خواجه، چه خواجه علی !
    چه مردی بود کز زنی کم بود !
    چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره !
    چیزی که عوض داره گله نداره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ج ”
    جا تره و بچه نیست !
    جاده دزد زده تا چهل روز امنه !
    جایی نمیخوابه که آب زیرش بره !
    جایی که میوه نیست چغندر ، سلطان مرکباته !
    جواب ابلهان خاموشیست !
    جواب های، هویه !
    جوانی کجائی که یادت بخیر !
    جوجه را آخر پائیز میشمرند !
    جوجه همسشه زیر سبد نمیمونه !
    جون بعزرائیل نمیده !
    جهود، خون دیده !
    جهود، دعاش را آورده !
    جیبش تار عنکبوت بسته !
    جیگر جیگره ، دیگر دیگره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ح ”
    حسنی به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت !
    حرف حق تلخ است !
    حرف ، حرف می آره ، آسمان برف می آره !
    حوضی که ماهی نداره قورباغه سالاره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” خ ”
    خار را در چشم دیگران می بینه و تیر را در چشم خودش نمی بینه !
    خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود !
    خاک خور و نان بخیلان مخور ! (( … خار نه ای زخم ذلیلان مخور ))
    خاک کوچه برای باد سودا خوبه !
    خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا ؟!
    خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده !
    خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز !
    خاله سوسکه به بچه اش میگه : قربون دست و پای بلوریت !
    خانه ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست !
    خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه !
    خانه خرس و بادیه مس ؟
    خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست !
    خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب !
    خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره !
    خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم !
    خانه نشینی بی بی از بی چادریست !
    خانه همسایه آش میپزند بمن چه ؟!
    خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی !
    خدا برف را به اندازه بام میده !
    خدا جامه میدهد کو اندام ؟ نان میدهد کو دندان ؟
    خدا خر را شناخت، شاخش نداد !
    خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی !
    خدا دیر گیره، اما سخت گیره !
    خدا را بنده نیست !
    خدا روزی رسان است، امااِهنی هم می خواد !
    خدا سرما را بقدر بالا پوش میده !
    خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله ها پر بشه !
    خدا گر ببندد ز حکمت دری — ز رحمت گشاید در دیگری !
    خدا میان دانه گندم خط گذاشته !
    خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه !
    خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه !
    خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی ؟
    خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم ، ها میده !
    خدا همه چیز را به یک بنده نمی ده !
    خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره !
    خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی ؟ ((خواجه عبدالله انصاری ))
    خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن !
    خر، آخور خود را گم نمیکنه !
    خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه !
    خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !
    خر است و یک کیله جو !
    خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
    خر باربر، به که شیر مردم در !
    خر به بوسه و پیغام آب نمی خوره !
    خربزه شیرین مال شغاله !
    خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی !
    خربزه میخواهی یا هندوانه : هر دو دانه !
    خربیارو باقلا بار کن !
    خر، پایش یک بار به چاله میره !
    خرج که از کیسه مهمان بود — حاتم طایی شدن آسان بود !
    خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟
    خر خالی یرقه میره !
    خر، خسته – صاحب خر، ناراضی !
    خر خفته جو نمی خوره !
    خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر بصاحبش بزنه !
    خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور !
    خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشه !
    خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است !
    خر را گم کرده پی نعلش میگرده !
    خر، رو به طویله تند میره !
    خرس، تخم میکنه یا بچه ؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد !
    خرس در کوه، بو علی سیناست !
    خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش !
    خر سواری را حساب نمیکنه !
    خر، سی شاهی ، پالون دو زار !
    خر کریم را نعل کردن !
    خر که جو دید، کاه نمیخوره !
    خر، که علف دید گردن دراز میکنه !
    خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ میاره !
    خر لخت راپالانشو بر نمیدارند!
    خر ما از کرگی دم نداشت !
    خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود !
    خروار نمکه، مثقال هم نمکه !
    خر وامانده معطل چشه !
    خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره !
    خر، همان خره پالانش عوض شده !
    خریت ارث نیست بهره خداداده س !
    خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید !
    خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت !
    خواب پاسبان، چراغ دزده !
    خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم !
    خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه !
    خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد !
    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !
    خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست !
    خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده !
    خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره ؟
    خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنر مندی !
    خودم کردم که لعنت بر خودم باد !
    خوردن خوبی داره ، پس دادن بدی !
    خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند !
    خوشا چاهی که آب از خود بر آرد !
    خوش بود گر محک تجربه آید بمیان — تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد .
    خوش زبان باش در امان باش !
    خولی بکفم به که کلنگی بهوا !
    یک ده آباد به از صد شهر خراب !
    خونسار است و یک خرس !
    خیر در خانه صاحبش را میشناسد !
    خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” د ”
    دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !
    دارندگیست و برازندگی !
    داری طرب کن، نداری طلب کن !
    داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !
    دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
    دانا گوشت میخورد نادان چغندر !
    دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا !
    دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !
    دختر، تخم تر تیزک است !
    دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره !
    دخترمیخوهی ماماش را بین — کرباس میخواهی پهناش را ببین !
    دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !
    دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه !
    درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !
    در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
    در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست !
    در پس هر گریه آخر خنده ایست !
    در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند !
    در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی ؟!
    در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت !
    در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !
    در جیبش را تار عنکبوت گرفته است !
    در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !
    در حوضی که ماهی نیست ، قورباغه سپهسالاره !
    در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نکن !
    در خانه اگر کس است یکحرف بس است !
    در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !
    در خانه مور، شبنمی طوفانست !
    در خانه هر چه، مهمان هر که !
    درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای — نه جور اره کشیدی نه جفای تبر !
    درخت پر بار، سنگ میخوره !
    درخت پر بار، سنگ میخوره !
    درخت کاهلی بارش گرسنگی است !
    درخت کج جز بآتش راست نمیشه !
    درخت گردکان باین بلندی — درخت خربزه الله اکبر !
    درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !
    درد دل خودم کم بود، اینهم قرقر همسایه !
    درد، کوه کوه میاد، مومو میره !
    در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !
    در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه !
    در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !
    در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته !
    در زمستان، الو، به از پلوه !
    در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !
    درزی در کوزه افتاد !
    در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی !
    درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی — جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را . (( نظیری نیشابوری ))
    در شهر کورها یه چشمی پادشاست !
    در شهر نی سواران باید سوار نی شد !
    در عفو لذتیست که در انتقام نیست !
    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! (( حافظ شیرازی ))
    در کف شیر نر خونخواره ای — غیر از تسلیم و رضا کو چاره ای ؟
    در مجلس خود راه مده همچو منی را — کافسرده دل افسرده کند انجمنی را !
    درم داران عالم را کرم نیست — کریمان را بدست اندر درم نیست !
    در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی !
    در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد !
    درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند !
    درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی !
    درویش را گفتند : در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
    در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده !
    درهفت آسمان یک ستاره نداره !
    دزد،آب گرون میخوره !
    دزد بازار آشفته میخواهد!
    دزد باش و مرد باش !
    دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه !
    دزد حاضر و بز حاضر !
    دزد ناشی به کاهدون میزنه !
    دزدی آنهم شلغم ؟ !
    دزدی که نسیم را بدزدد دزد است !
    دست بالای دست بسیار است . (( در جهان پیل مست بسیار است … ))
    دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده !
    دست بریده قدر دست بریده را میدونه !
    دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه !
    دست بیچاره چون بجان نرسد — چاره جز پیرهن دریدن نیست !
    دست بی هنر کفچه گدئیست !
    دست پشت سر نداره !
    دست پیش را گرفته که پس نیفته !
    دستت چربه، بمال سرت !
    دستت چو نمیرسد به خانم — دریاب کنیز مطبخی را !
    دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو !
    دست تنگی بدتر از دلتنگی است !
    دست خالی برای تو سر زدن خوبه !
    دست در کاسه و مشت در پیشانی !
    دست، دست را میشناسه !
    دست دکاندار تلخ است !
    دست راست را از چپ نمیشناسه !
    دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !
    دستش به دم گاو بند شده !
    دستش به عرب و عجم بند شده است !
    دستش بدهنش میرسه !
    دستش در کیسه خلیفه است !
    دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته !
    دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است !
    دستش را توی حنا گذاشت !
    دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره !
    دست شکسته وبال گردنه !
    دستش نمک نداره !
    دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه !
    دستش کجه !
    دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه !
    دست که بسیار شد برکت کم می شود !
    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل . (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) (( حافظ شیرازی ))
    دست ننت درد نکنه !
    دست و روت را بشور منم بخور !
    دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !
    دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره !
    دستی را که نمیتوان برید باید بوسید !
    دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه !
    دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
    دشمن دانا بلندت میکند — بر زمینت میزند نادان دوست !
    دشمن دانا که غم جان بود — بهتر از دوست که نادان بود . (( نظامی ))
    دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد )) (( سعدی ))
    دعا خانه صاحبش را میشناسد !
    دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره !
    دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !
    دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند !
    دل بیغم دراین عالم نباشد — اگر باشد بنی آدم نباشد .
    دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه !
    دلش درو طاقچه نداره !
    دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم !
    دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !
    دماغش را بگیری جانش در میاد !
    دم خروس از جیبش پیداست !
    دمش را توی خمره زده است !
    دندن اسب پیشکشی را نمیشمارند !
    دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد !
    دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب !
    دنیا دمش درازه !
    دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !
    دنیا، دار مکافاته !
    دنیا را آب ببره او راخواب میبره !
    دنیا را هر طور بگیری میگذره !
    دنیایش مثل آخرت یزیده !
    دنیا محل گذره !
    دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند !
    دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی !
    دود از کنده بلند میشه !
    دود، روزنه خودشو پیدا میکنه !
    دو دستماله میرقصه !
    دور اول و بد مستی ؟
    دور دور میرزا جلاله ، یک زن به دو شوهر حلاله !
    دوری و دوستی !
    دوست آنست که بگریاند. دشمن آنست که بخنداند !
    دوست همه کس، دوست هیچکس نیست !
    دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر !
    دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی ؟!
    دوصد گفته چو نیم کردار نیست !
    دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد !
    دوغ در خانه ترش است !
    دوغ و دوشاب در نظرش یکیست !
    دو قرت و نیمش باقیه !
    دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو — دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو .
    هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین — زفرمملکت کیقباد و کیخسرو .
    ده انگشت را خدا برابر نیافریده !
    ده، برای کدخدا خوبه و برادرش !
    ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .
    دهنش آستر داره !
    دهنش چاک و بست نداره !
    دهن مردم را نمیشود بست !
    دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته !
    دیده می بینه، دل میخواد !
    دیر آمده زود میخواد بره !
    دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه !
    دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا ؟!
    دیگ به دیگ میگه روت سیاه ، سه پایه میگه صل علی !
    دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند !
    دیگ ملا نصرالدین است !
    دیوار حاشا بلنده !
    دیوار موش داره ، موش هم گوش داره !
    دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ذ ”
    ذات نایافته از هستی بخش ، کی تواند که شود هستی بخش ؟! (( جامی ))
    ذره ذره کاندرین ارض و سماست ، جنس خود را همچو کاه و کهرباست . ((مولوی ))
    ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” س ”
    سال به دوازده ماه ما می بینیم یکدفعه هم تو ببین !
    سال به سال دریغ از پارسال !
    سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته !
    سالی که نکوست از بهارش پیداست !
    سبوی خالی را بسبوی پر مزن !
    سبوی نو آب خنک دارد !
    سبیلش آویزان شد !
    سبیلش را باید چرب کرد !
    سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد !
    سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی !
    سر بریده سخن نگوید !
    سر بزرگ بلای بزرگ داره !
    سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین !
    سر بی صاحب میتراشه !
    سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره !
    سر پیری و معرکه گیری !
    سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره !
    سر حلیم روغن میرود !
    سر خر باش، صاحب زر باش !
    سر را با پنبه میبرد !
    سر را قمی می شکنه تاوانش را کاشی میده !
    سر زلف تو نباشد سر زلف دگری !
    سرش از خودش نیست .
    سرش به تنش زیادی میکنه !
    سرش به کلاش میارزه !
    سرش بوی قرمه سبزی میده !
    سرش توی حسابه !
    سرش توی لاک خودشه !
    سرش جنگه اما دلش تنگه !
    سرش را پیراهن هم نمیدونه !
    سر قبری گریه کن که مرده توش باشه !
    سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم !
    سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی !
    سر کچل و عرقچین !
    سرکه مفت از عسل شیرین تره !
    سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است !
    سرکه نه در راه عزیزان بود — بار گرانیست کشیدن بدوش ! (( سعدی ))
    سر گاو توی خمره گیر کرده !
    سر گنجشکی خورده !
    سر گنده زیر لحافه !
    سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه !
    سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی — که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .
    سرنا را از سر گشادش میزنه !
    سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد !
    سری را مه درد نیمکند دستمال مبند !
    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))
    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))
    سزای گرانفروش نخریدنه !
    سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله !
    سفره بی نان جله، کوزه بی آب گله !
    سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده !
    سفره نیفتاده یک عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب !
    سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه !
    سقش سیاه است !
    سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه !
    سگ باش، کوچک خونه نباش !
    سگ پاچه صاحبش را نمیگیره !
    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت !
    سگ چیه که پشمش باشه !
    سگ درحضور به از برادر دور !
    سگ در خانه صاحبش شیره !
    سگ داد و سگ توله گرفت !
    سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه !
    سگ را که چاق کنند هار میشه !
    سگ زرد برادر شغاله !
    سگست آنکه با سگ رود در جوال !
    سگ سفید ضرر پنبه فروشه !
    سگ سیر دنبال کسی نمیره !
    سگش بهتر از خودشه !
    سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه !
    سگ گر و قلاده زر ؟!
    سگ ماده در لانه، شیر است !
    سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه !
    سگ نمک شناس به از آدم ناسپاس !
    سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه !
    سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد !
    سگی که پارس کنه ، نمیگیره !
    سلام روستائی بی طمع نیست !
    سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد !
    سنگ به در بسته میخوره !
    سنگ بزرگ علامت نزدنه !
    سنگ بنداز بغلت واشه !
    سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه !
    سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه !
    سنگ مفت، گنجشک مفت !
    سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت !
    سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه !
    سودا، به رضا، خویشی بخوشی .
    سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی ! (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی ))
    سودا گر پنیر از شیشه میخوره !
    سودای نقد بوی مشک میده !
    سوراخ دعا را گم کرده !
    سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته !
    سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !
    سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه !
    سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟!
    سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده !
    سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره !
    سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد ! (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد ))
    سیلی نقد به از حلوای نسیه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ش ”
    شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه !
    شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه !
    شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه !
    شاهنامه آخرش خوشه !
    شب دراز است و قلندر بیکار !
    شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
    شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد — گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم !
    شبهای چهارشنبه هم غش میکنه !
    شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه !
    شپش توی جیبش منیژه خانومه !
    شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
    شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
    شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت !
    شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است !
    شتر در خواب بیند پنبه دانه — گهی لف لف خورد گه دانه دانه !
    شتر دیدی ندیدی ؟!
    شتر را چه به علاقه بندی ؟
    شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چیزم مثل همه کسه !
    شتر را گفتند : چرا گردنت کجه ؟ گفت : کجام راسته !
    شتر را گفتند : چکاره ای ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست !
    شتر را گم کرده پی افسارش میگرده !
    شتر سواری دولا دولا نمیشه !
    شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه !
    شتر کجاش خوبه که لبش بده ؟!
    شتر گاو پلنگ !
    شتر مرد و حاجی خلاص !
    شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز کن . گفت : من شترم !
    شترها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد !
    شراب مفت را قاضی هم میخوره !
    شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت !
    شریک دزد و رفیق قافله !
    شست پات توی چشمت نره !
    شش ماهه به دنیا اومده !
    شعر چرا میگی که توی قافیه اش بمونی ؟!
    شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه !
    شغال ترسو انگور خوب نمیخوره !
    شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه !
    شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده !
    شکمت گوشت نو بالا آورده !
    شکم گشنه، گوز فندقی !
    شلوار نداره، بند شلوارش را می بنده !
    شمر جلودارش نمیشه !
    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !
    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !
    شنونده باید عاقل باشه !
    شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی !
    شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم !
    شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا !
    شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
    شیر بی یال و اشکم که دید — اینچنین شیری خدا هم نافرید . (( مولوی ))
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ص ”
    صابونش به جامه ما خورده !
    صبر کوتاه خدا سی ساله !
    صداش صبح در میاد !
    صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر !
    صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه !
    صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره !
    صد تومن میدم که بچه ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یکشب چه هزار شب !
    صد رحمت به کفن دزد اولی !
    صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه !
    صد سر را کلاه است و صد کور را عصا !
    صد من پرقو یکمشت نیست !
    صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه !
    صد موش را یک گربه کافیه !
    صفراش به یک لیمو می شکنه !
    صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد !
    صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ر ”
    راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی ؟!
    راه دزد زده تا چهل روز امنه !
    راه دویده، کفش دریده !
    رحمت بکفن دزد اولی !
    رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست !
    رستم است و یکدست اسلحه !
    رستم در حمام است !
    رستم صولت و افندی پیزی !
    رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . (( نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت … )) (( آصفی هروی ))
    رطب خورده کی منع رطب چون کند !
    رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد !
    رفت به نان برسه بجان رسید !
    رفتم ثواب کنم کباب شدم !
    رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید !
    رفتم شهر کورها ، دیدم همه کور، منهم کور !
    رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه !
    رند را بند و قحبه را پند سود نکند !
    رنگم ببین و حالمو نپرس !
    روبرو خاله و پشت سر چاله !
    روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد !
    روز از نو، روزی از نو !
    روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند !
    روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد — چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد .(( قائم مقام فراهانی ))
    روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام !
    روزی به قدمه !
    روزی گریه دست زن شلخته است !
    روضه خوان پشمه چال است !
    روغن چراغ ریخته وقف امامزاده !
    روغن روی روغن میره ، بلغور، خشک میمونه !
    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز — تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی . (( عبید زاکانی ))
    روی گدا سیاهه ولی کیسه اش پره !
    ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت !
    ریش و قیچی هر دو در دست شماست !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ز ”
    ز آب خرد، ماهی خرد خیزد ، نهنگ آن به که از دریا گریزد !
    زاغم زد و زو غم زد ، پس مانده کلاغ کورم زد !
    زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم — به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم . (( سعدی ))
    زبان خر را خلج میدونه !
    زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد !
    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد — بهوش باش که سر در سر زبان نکنی .
    زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه !
    زخم زبان از زخم شمشیر بدتره !
    زدی ضربتی ضربتی نوش کن !
    زرد آلو را میخورند برای هسته اش !
    زرنگی زیاد فقر میآره !
    زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست !
    ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگ است ! (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدی ))
    زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند !
    زکوة تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است !
    زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی … )) (( آصفی هروی ))
    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
    زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند !
    زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان !
    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
    زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه !
    زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه !
    زن بیوه را میوه اش میخواهند !
    زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره !
    زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری !
    زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی !
    زن سلیطه سگ بی قلاده است !
    زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست !
    زنگوله پای تابوت !
    زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله !
    زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند !
    زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره !
    زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره !
    زور داری، حرفت پیشه !
    زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد !
    زهر طرف که کشته شود اسلام است !
    زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون !
    زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن !
    زیر دمش سست است !
    زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم !
    زیر سرش بلنده !
    زیر شالش قرصه !
    زیر کاسه نیم کاسه ایست .
    زیره به کرمان میبره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ض ”
    ضرب خورده جراحه !
    ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته !
    ضامن روزی بود روزی رسان !
    ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه !
    ضرر کار کن، کار نکردنه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ط ”
    طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است !
    طالع اگر اری برو دمر بخواب !
    طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق — تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی ))
    طبل تو خالیست !
    طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد !
    طشت طلا رو سرت بگیر و برو !
    طعمه هر مرغکی انجیر نیست !
    طمع آرد بمردان رنگ زردی !
    طمع پیشه را رنگ و رو زرده !
    طمع را نباید که چندان کنی — که صاحب کرم را پشیمان کنی !
    طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است !
    طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ظ ”
    ظالم پای دیوار خودشو میکنه !
    ظالم دست کوتاه !
    ظالم همیشه خانه خرابه !
    ظاهرش چون گور کافر پر حلل — باطنش قهر خدا عزوجل !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ع ”
    عاشقان را همه گر آب برد — خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا ))
    عاشق بی پول باید شبدر بچینه !
    عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم !
    عاشقی پیداست از زاری دل — نیست بیماری چو بیماری دل . (( مولوی ))
    عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد ! (( حافظ ))
    عاشقی کار سری نیست که بر بالین است ! (( سعدی ))
    عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی))
    عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))
    عاقل بکنار آب تا پل میجست — دیوانه پا برهنه از آب گذشت !
    عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان !
    عالم بی عمل، زنبور بی عسله !
    عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل !
    عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار !
    عبادت بجز خدمت خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی ))
    عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود !
    عجله، کار شیطونه !
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
    عذر بدر از گناه !
    عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز !
    عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد !
    عروس که بما رسید شب کوتاه شد !
    عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید !
    عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه !
    عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین کجه !
    عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه !
    عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
    عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد !
    عزیز پدر و مادر !
    عسس بیا منو بگیر !
    عسل در باغ هست و غوره هم هست !
    عسل نیستی که انگشتت بزنند !
    عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند !
    عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
    عقلش پاره سنگ بر میداره !
    عقل که نیست جون در عذابه !
    عقل مردم به چشمشونه !
    عقل و گهش قاطی شده !
    علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد . (( … دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی ))
    علاج بکن کز دلم خون نیاید . (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل … )) (( میر والهی))
    علف بدهان بزی باید شیرین بیاد !
    عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” غ ”
    غاز میچرونه !
    غربال را جلوی کولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور که تو منو میبینی !
    غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
    غلیان بکشیم یا خجالت ! (( مائیم میان این دو حالت … ))
    غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !
    غوره نشده مویز شده است !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ف ”
    فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان — آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ؟ (( ناصر خسرو))
    فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !
    فرزند عزیز نور دیده — از دبه کسی ضرر ندیده !
    فرزند کسی نمیکند فرزندی — گر طوق طلا به گردنش بر بندی !
    فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !
    فرشش زمینه، لحافش آسمون !
    فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !
    فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !
    فقیر، در جهنم نشسته است !
    فکر نان کن که خربزه آبه !
    فلفل نبین چه ریزه بشک

    ۳۰۰۰ ضرب المثل شیرین فارسی….

     

    فصل « آ »
    آب از دستش نمیچکه !
    آب از سر چشمه گله !
    آب از آب تکان نمیخوره !
    آب از سرش گذشته !
    آب پاکی روی دستش ریخت !
    آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !
    آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !
    آب زیر پوستش افتاده !
    آب که یه جا بمونه، میگنده .
    آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !
    آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !
    آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !
    آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !
    آبی از او گرم نمیشه !
    آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

    آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !
    آدم زنده، زندگی میخواد !
    آدم گدا، اینهمه ادا ؟!
    آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !
    آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !
    آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !
    آرزو بر جوانان عیب نیست !
    آستین نو پلو بخور !
    آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !
    آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !
    آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !
    آش نخورده و دهن سوخته !
    آفتابه خرج لحیمه !
    آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !
    آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !
    آمدم ثواب کنم، کباب شدم !
    آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !
    آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !
    آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .
    آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!
    آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !
    آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !
    آنقدر مار خورده تا افعی شده !
    آن ممه را لولو برد !
    آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟
    آواز دهل شنیده از دور خوشه !
    فصل « الف »
    اجاره نشین خوش نشینه !
    ارزان خری، انبان خری !
    از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !
    از اونجا مونده، از اینجا رونده !
    از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !
    از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !
    از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !
    از این ستون بآن ستون فرجه !
    از بی کفنی زنده ایم !
    از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
    از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !
    از تو حرکت، از خدا برکت .
    از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
    از خر افتاده، خرما پیدا کرده !
    از خرس موئی، غنیمته !
    از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!
    از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !
    از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !
    از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !
    از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !
    از شما عباسی، از ما رقاصی !
    از کوزه همان برون تراود که در اوست ! (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))
    از کیسه خلیفه می بخشه !
    از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !
    از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !
    از ماست که بر ماست !
    از مال پس است و از جان عاصی !
    از مردی تا نامردی یک قدم است !
    از من بدر، به جوال کاه !
    از نخورده بگیر، بده به خورده !
    از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !
    از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
    از هول هلیم افتاد توی دیگ !
    از یک گل بهار نمیشه !
    از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !
    اسباب خونه به صاحبخونه میره !
    اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !
    اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !
    اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !
    اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !
    اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !
    استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!
    اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !
    اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !
    اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !
    اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !
    اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !
    اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !
    اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !
    اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !
    اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !
    اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !
    اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !
    اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !
    اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست !
    اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !
    اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !
    اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !
    اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !
    اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .
    اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !
    اگه لر ببازار نره بازار میگنده !
    اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !
    اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !
    اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !
    اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !
    اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !
    اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !
    اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !
    امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !
    امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !
    انگور خوب، نصیب شغال میشه !
    اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !
    اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
    اول بچش، بعد بگو بی نمکه !
    اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن !
    اول بقالی و ماست ترش فروشی !
    اول پیاله و بد مستی !
    اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !
    ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !
    این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !
    اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !
    این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !
    این قافله تا به حشر لنگه !
    اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !
    اینو که زائیدی بزرگ کن !
    این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !
    اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!
    اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !
    _______________________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ب ”
    +++++++++++++++++++++++
    با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .
    با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !
    با این ریش میخواهی بری تجریش ؟
    با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !
    با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !
    باد آورده را باد میبرد !
    با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
    بادنجان بم آفت ندارد !
    بارون آمد، ترکها بهم رفت !
    بار کج به منزل نمیرسد !
    با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !
    بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !
    بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !
    با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !
    با کدخدا بساز، ده را بچاپ !
    با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !
    بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !
    بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !
    با مردم زمانه سلامی و والسلام .
    تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !
    با نردبان به آسمون نمیشه رفت !
    با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟
    باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !
    با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !
    با یک گل بهار نمیشه !
    با یک گل بهار نمیشه !
    با یک گل بهار نمیشه !
    به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !
    به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !
    بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !
    بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !
    بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
    بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !
    بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !
    به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !
    بدعای گربه کوره بارون نمیاد !
    بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !
    برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !
    برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
    خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!
    برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !
    برای کسی بمیر که برات تب کنه !
    برای همه مادره، برای ما زن بابا !
    برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !
    برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !
    بر عکس نهند نام زنگی کافور !
    به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !
    بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !
    بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !
    بز گر از سر چشمه آب میخوره !
    به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه ؟!
    به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
    بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !
    بعد از هفت کره، ادعای بکارت !
    بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !
    به کیشی آمدند به فیشی رفتند !
    به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !
    به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !
    به کک بنده که رقاص خداست !
    بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !
    بگیر و ببند بده دست پهلوون !
    بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل !
    بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !
    بماه میگه تو در نیا من در میام !
    بمرغشان کیش نمیشه گفت !
    بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !
    بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !
    بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !
    به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !
    به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
    بمیر و بدم !
    به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !
    بیله دیگ، بیله چغندر !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” پ ”
    ++++++++++++++++++++
    پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد !
    پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو !
    پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست !
    پز عالی، جیب خالی !
    پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه !
    پس از قرنی شنبه به نوروز میافته !
    پستان مادرش را گاز گرفته !
    پسر خاله دسته دیزی !
    پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !
    پدر کو ندارد نشان از پدر — تو بیگانه خوانش نخوانش پسر !
    پشت تاپو بزرگ شده !
    پنج انگشت برادرند، برابر نیستند !
    پوست خرس نزده میفروشه !
    پول است نه جان است که آسان بتوان داد !
    پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله !
    پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور !
    پولدارها به کباب، بی پولها به بوی کباب ،
    پول ما سکه عُمَر داره !
    پیاده شو با هم راه بریم !
    پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرده !
    پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه !
    پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه !
    پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه !
    پیش از آخوند منبر نرو !
    پیش رو خاله، پشت سر چاله !
    پیش قاضی و معلق بازی !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ت ”
    تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه !
    تابستون پدر یتیمونه !
    تا پریشان نشود کار بسامان نرسد !
    تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد !
    تا تنور گرمه نون و بچسبون !
    تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون !
    تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود !
    تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد !
    تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه !
    تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره !
    تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن !
    تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها !
    تا هستم بریش تو بستم !
    تب تند عرقش زود در میاد !
    تخم دزد، شتر دزد میشه !
    تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد !
    تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه !
    ترب هم جزء مرکبات شده !
    ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !
    تره به تخمش میره، حسنی به باباش !
    تعارف کم کن و بر مبلغ افزا !
    تغاری بشکنه ماستی بریزد — جهان گردد به کام کاسه لیسان !
    تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش !
    تلافی غوره رو سر کوره در میاره !
    تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته !
    تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه !
    تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده !
    تو از تو، من ازبیرون !
    تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد !
    توبه گرگ مرگه !
    تو که نی زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد !
    تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را !
    توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” چ ”
    چار دیواری اختیاری !
    چاقو دسته خودشو نمیبره !
    چاه کن همیشه ته چاهه !
    چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی !
    چاه نکنده منار دزدیده !
    چرا توپچی نشدی !
    چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است !
    چشته خور بدتر از میراث خوره !
    چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی !
    چشمش آلبالو گیلاس می چینه !
    چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه !
    چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه !
    چنار در خونه شونو نمی بینه !
    چوب خدا صدا نداره ، هر کی بخوره دوا نداره !
    چوب دو سر طلا ست !
    چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه !
    چوب معلم گله، هر کی نخوره خله !
    چو به گشتی، طبیب از خود میازار — چراغ از بهر تاریکی نگه دار !
    چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن — که گوهر فرو شست یا پیله ور!
    چه خوشست میوه فروشی — گر کس نخرد خودت بنوشی !
    چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه !
    چه علی خواجه، چه خواجه علی !
    چه مردی بود کز زنی کم بود !
    چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره !
    چیزی که عوض داره گله نداره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ج ”
    جا تره و بچه نیست !
    جاده دزد زده تا چهل روز امنه !
    جایی نمیخوابه که آب زیرش بره !
    جایی که میوه نیست چغندر ، سلطان مرکباته !
    جواب ابلهان خاموشیست !
    جواب های، هویه !
    جوانی کجائی که یادت بخیر !
    جوجه را آخر پائیز میشمرند !
    جوجه همسشه زیر سبد نمیمونه !
    جون بعزرائیل نمیده !
    جهود، خون دیده !
    جهود، دعاش را آورده !
    جیبش تار عنکبوت بسته !
    جیگر جیگره ، دیگر دیگره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ح ”
    حسنی به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت !
    حرف حق تلخ است !
    حرف ، حرف می آره ، آسمان برف می آره !
    حوضی که ماهی نداره قورباغه سالاره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” خ ”
    خار را در چشم دیگران می بینه و تیر را در چشم خودش نمی بینه !
    خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود !
    خاک خور و نان بخیلان مخور ! (( … خار نه ای زخم ذلیلان مخور ))
    خاک کوچه برای باد سودا خوبه !
    خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا ؟!
    خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده !
    خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز !
    خاله سوسکه به بچه اش میگه : قربون دست و پای بلوریت !
    خانه ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست !
    خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه !
    خانه خرس و بادیه مس ؟
    خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست !
    خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب !
    خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره !
    خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم !
    خانه نشینی بی بی از بی چادریست !
    خانه همسایه آش میپزند بمن چه ؟!
    خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی !
    خدا برف را به اندازه بام میده !
    خدا جامه میدهد کو اندام ؟ نان میدهد کو دندان ؟
    خدا خر را شناخت، شاخش نداد !
    خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی !
    خدا دیر گیره، اما سخت گیره !
    خدا را بنده نیست !
    خدا روزی رسان است، امااِهنی هم می خواد !
    خدا سرما را بقدر بالا پوش میده !
    خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله ها پر بشه !
    خدا گر ببندد ز حکمت دری — ز رحمت گشاید در دیگری !
    خدا میان دانه گندم خط گذاشته !
    خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه !
    خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه !
    خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی ؟
    خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم ، ها میده !
    خدا همه چیز را به یک بنده نمی ده !
    خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره !
    خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی ؟ ((خواجه عبدالله انصاری ))
    خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن !
    خر، آخور خود را گم نمیکنه !
    خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه !
    خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !
    خر است و یک کیله جو !
    خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
    خر باربر، به که شیر مردم در !
    خر به بوسه و پیغام آب نمی خوره !
    خربزه شیرین مال شغاله !
    خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی !
    خربزه میخواهی یا هندوانه : هر دو دانه !
    خربیارو باقلا بار کن !
    خر، پایش یک بار به چاله میره !
    خرج که از کیسه مهمان بود — حاتم طایی شدن آسان بود !
    خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟
    خر خالی یرقه میره !
    خر، خسته – صاحب خر، ناراضی !
    خر خفته جو نمی خوره !
    خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر بصاحبش بزنه !
    خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور !
    خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشه !
    خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است !
    خر را گم کرده پی نعلش میگرده !
    خر، رو به طویله تند میره !
    خرس، تخم میکنه یا بچه ؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد !
    خرس در کوه، بو علی سیناست !
    خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش !
    خر سواری را حساب نمیکنه !
    خر، سی شاهی ، پالون دو زار !
    خر کریم را نعل کردن !
    خر که جو دید، کاه نمیخوره !
    خر، که علف دید گردن دراز میکنه !
    خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ میاره !
    خر لخت راپالانشو بر نمیدارند!
    خر ما از کرگی دم نداشت !
    خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود !
    خروار نمکه، مثقال هم نمکه !
    خر وامانده معطل چشه !
    خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره !
    خر، همان خره پالانش عوض شده !
    خریت ارث نیست بهره خداداده س !
    خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید !
    خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت !
    خواب پاسبان، چراغ دزده !
    خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم !
    خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه !
    خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد !
    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !
    خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست !
    خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده !
    خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره ؟
    خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنر مندی !
    خودم کردم که لعنت بر خودم باد !
    خوردن خوبی داره ، پس دادن بدی !
    خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند !
    خوشا چاهی که آب از خود بر آرد !
    خوش بود گر محک تجربه آید بمیان — تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد .
    خوش زبان باش در امان باش !
    خولی بکفم به که کلنگی بهوا !
    یک ده آباد به از صد شهر خراب !
    خونسار است و یک خرس !
    خیر در خانه صاحبش را میشناسد !
    خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” د ”
    دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !
    دارندگیست و برازندگی !
    داری طرب کن، نداری طلب کن !
    داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !
    دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
    دانا گوشت میخورد نادان چغندر !
    دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا !
    دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !
    دختر، تخم تر تیزک است !
    دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره !
    دخترمیخوهی ماماش را بین — کرباس میخواهی پهناش را ببین !
    دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !
    دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه !
    درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !
    در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
    در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست !
    در پس هر گریه آخر خنده ایست !
    در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند !
    در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی ؟!
    در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت !
    در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !
    در جیبش را تار عنکبوت گرفته است !
    در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !
    در حوضی که ماهی نیست ، قورباغه سپهسالاره !
    در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نکن !
    در خانه اگر کس است یکحرف بس است !
    در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !
    در خانه مور، شبنمی طوفانست !
    در خانه هر چه، مهمان هر که !
    درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای — نه جور اره کشیدی نه جفای تبر !
    درخت پر بار، سنگ میخوره !
    درخت پر بار، سنگ میخوره !
    درخت کاهلی بارش گرسنگی است !
    درخت کج جز بآتش راست نمیشه !
    درخت گردکان باین بلندی — درخت خربزه الله اکبر !
    درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !
    درد دل خودم کم بود، اینهم قرقر همسایه !
    درد، کوه کوه میاد، مومو میره !
    در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !
    در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه !
    در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !
    در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته !
    در زمستان، الو، به از پلوه !
    در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !
    درزی در کوزه افتاد !
    در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی !
    درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی — جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را . (( نظیری نیشابوری ))
    در شهر کورها یه چشمی پادشاست !
    در شهر نی سواران باید سوار نی شد !
    در عفو لذتیست که در انتقام نیست !
    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! (( حافظ شیرازی ))
    در کف شیر نر خونخواره ای — غیر از تسلیم و رضا کو چاره ای ؟
    در مجلس خود راه مده همچو منی را — کافسرده دل افسرده کند انجمنی را !
    درم داران عالم را کرم نیست — کریمان را بدست اندر درم نیست !
    در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی !
    در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد !
    درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند !
    درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی !
    درویش را گفتند : در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
    در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده !
    درهفت آسمان یک ستاره نداره !
    دزد،آب گرون میخوره !
    دزد بازار آشفته میخواهد!
    دزد باش و مرد باش !
    دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه !
    دزد حاضر و بز حاضر !
    دزد ناشی به کاهدون میزنه !
    دزدی آنهم شلغم ؟ !
    دزدی که نسیم را بدزدد دزد است !
    دست بالای دست بسیار است . (( در جهان پیل مست بسیار است … ))
    دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده !
    دست بریده قدر دست بریده را میدونه !
    دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه !
    دست بیچاره چون بجان نرسد — چاره جز پیرهن دریدن نیست !
    دست بی هنر کفچه گدئیست !
    دست پشت سر نداره !
    دست پیش را گرفته که پس نیفته !
    دستت چربه، بمال سرت !
    دستت چو نمیرسد به خانم — دریاب کنیز مطبخی را !
    دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو !
    دست تنگی بدتر از دلتنگی است !
    دست خالی برای تو سر زدن خوبه !
    دست در کاسه و مشت در پیشانی !
    دست، دست را میشناسه !
    دست دکاندار تلخ است !
    دست راست را از چپ نمیشناسه !
    دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !
    دستش به دم گاو بند شده !
    دستش به عرب و عجم بند شده است !
    دستش بدهنش میرسه !
    دستش در کیسه خلیفه است !
    دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته !
    دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است !
    دستش را توی حنا گذاشت !
    دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره !
    دست شکسته وبال گردنه !
    دستش نمک نداره !
    دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه !
    دستش کجه !
    دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه !
    دست که بسیار شد برکت کم می شود !
    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل . (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) (( حافظ شیرازی ))
    دست ننت درد نکنه !
    دست و روت را بشور منم بخور !
    دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !
    دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره !
    دستی را که نمیتوان برید باید بوسید !
    دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه !
    دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
    دشمن دانا بلندت میکند — بر زمینت میزند نادان دوست !
    دشمن دانا که غم جان بود — بهتر از دوست که نادان بود . (( نظامی ))
    دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد )) (( سعدی ))
    دعا خانه صاحبش را میشناسد !
    دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره !
    دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !
    دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند !
    دل بیغم دراین عالم نباشد — اگر باشد بنی آدم نباشد .
    دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه !
    دلش درو طاقچه نداره !
    دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم !
    دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !
    دماغش را بگیری جانش در میاد !
    دم خروس از جیبش پیداست !
    دمش را توی خمره زده است !
    دندن اسب پیشکشی را نمیشمارند !
    دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد !
    دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب !
    دنیا دمش درازه !
    دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !
    دنیا، دار مکافاته !
    دنیا را آب ببره او راخواب میبره !
    دنیا را هر طور بگیری میگذره !
    دنیایش مثل آخرت یزیده !
    دنیا محل گذره !
    دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند !
    دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی !
    دود از کنده بلند میشه !
    دود، روزنه خودشو پیدا میکنه !
    دو دستماله میرقصه !
    دور اول و بد مستی ؟
    دور دور میرزا جلاله ، یک زن به دو شوهر حلاله !
    دوری و دوستی !
    دوست آنست که بگریاند. دشمن آنست که بخنداند !
    دوست همه کس، دوست هیچکس نیست !
    دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر !
    دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی ؟!
    دوصد گفته چو نیم کردار نیست !
    دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد !
    دوغ در خانه ترش است !
    دوغ و دوشاب در نظرش یکیست !
    دو قرت و نیمش باقیه !
    دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو — دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو .
    هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین — زفرمملکت کیقباد و کیخسرو .
    ده انگشت را خدا برابر نیافریده !
    ده، برای کدخدا خوبه و برادرش !
    ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .
    دهنش آستر داره !
    دهنش چاک و بست نداره !
    دهن مردم را نمیشود بست !
    دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته !
    دیده می بینه، دل میخواد !
    دیر آمده زود میخواد بره !
    دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه !
    دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا ؟!
    دیگ به دیگ میگه روت سیاه ، سه پایه میگه صل علی !
    دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند !
    دیگ ملا نصرالدین است !
    دیوار حاشا بلنده !
    دیوار موش داره ، موش هم گوش داره !
    دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ذ ”
    ذات نایافته از هستی بخش ، کی تواند که شود هستی بخش ؟! (( جامی ))
    ذره ذره کاندرین ارض و سماست ، جنس خود را همچو کاه و کهرباست . ((مولوی ))
    ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” س ”
    سال به دوازده ماه ما می بینیم یکدفعه هم تو ببین !
    سال به سال دریغ از پارسال !
    سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته !
    سالی که نکوست از بهارش پیداست !
    سبوی خالی را بسبوی پر مزن !
    سبوی نو آب خنک دارد !
    سبیلش آویزان شد !
    سبیلش را باید چرب کرد !
    سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد !
    سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی !
    سر بریده سخن نگوید !
    سر بزرگ بلای بزرگ داره !
    سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین !
    سر بی صاحب میتراشه !
    سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره !
    سر پیری و معرکه گیری !
    سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره !
    سر حلیم روغن میرود !
    سر خر باش، صاحب زر باش !
    سر را با پنبه میبرد !
    سر را قمی می شکنه تاوانش را کاشی میده !
    سر زلف تو نباشد سر زلف دگری !
    سرش از خودش نیست .
    سرش به تنش زیادی میکنه !
    سرش به کلاش میارزه !
    سرش بوی قرمه سبزی میده !
    سرش توی حسابه !
    سرش توی لاک خودشه !
    سرش جنگه اما دلش تنگه !
    سرش را پیراهن هم نمیدونه !
    سر قبری گریه کن که مرده توش باشه !
    سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم !
    سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی !
    سر کچل و عرقچین !
    سرکه مفت از عسل شیرین تره !
    سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است !
    سرکه نه در راه عزیزان بود — بار گرانیست کشیدن بدوش ! (( سعدی ))
    سر گاو توی خمره گیر کرده !
    سر گنجشکی خورده !
    سر گنده زیر لحافه !
    سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه !
    سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی — که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .
    سرنا را از سر گشادش میزنه !
    سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد !
    سری را مه درد نیمکند دستمال مبند !
    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))
    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))
    سزای گرانفروش نخریدنه !
    سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله !
    سفره بی نان جله، کوزه بی آب گله !
    سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده !
    سفره نیفتاده یک عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب !
    سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه !
    سقش سیاه است !
    سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه !
    سگ باش، کوچک خونه نباش !
    سگ پاچه صاحبش را نمیگیره !
    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت !
    سگ چیه که پشمش باشه !
    سگ درحضور به از برادر دور !
    سگ در خانه صاحبش شیره !
    سگ داد و سگ توله گرفت !
    سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه !
    سگ را که چاق کنند هار میشه !
    سگ زرد برادر شغاله !
    سگست آنکه با سگ رود در جوال !
    سگ سفید ضرر پنبه فروشه !
    سگ سیر دنبال کسی نمیره !
    سگش بهتر از خودشه !
    سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه !
    سگ گر و قلاده زر ؟!
    سگ ماده در لانه، شیر است !
    سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه !
    سگ نمک شناس به از آدم ناسپاس !
    سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه !
    سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد !
    سگی که پارس کنه ، نمیگیره !
    سلام روستائی بی طمع نیست !
    سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد !
    سنگ به در بسته میخوره !
    سنگ بزرگ علامت نزدنه !
    سنگ بنداز بغلت واشه !
    سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه !
    سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه !
    سنگ مفت، گنجشک مفت !
    سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت !
    سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه !
    سودا، به رضا، خویشی بخوشی .
    سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی ! (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی ))
    سودا گر پنیر از شیشه میخوره !
    سودای نقد بوی مشک میده !
    سوراخ دعا را گم کرده !
    سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته !
    سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !
    سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه !
    سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟!
    سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده !
    سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره !
    سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد ! (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد ))
    سیلی نقد به از حلوای نسیه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ش ”
    شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه !
    شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه !
    شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه !
    شاهنامه آخرش خوشه !
    شب دراز است و قلندر بیکار !
    شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
    شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد — گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم !
    شبهای چهارشنبه هم غش میکنه !
    شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه !
    شپش توی جیبش منیژه خانومه !
    شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
    شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
    شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت !
    شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است !
    شتر در خواب بیند پنبه دانه — گهی لف لف خورد گه دانه دانه !
    شتر دیدی ندیدی ؟!
    شتر را چه به علاقه بندی ؟
    شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چیزم مثل همه کسه !
    شتر را گفتند : چرا گردنت کجه ؟ گفت : کجام راسته !
    شتر را گفتند : چکاره ای ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست !
    شتر را گم کرده پی افسارش میگرده !
    شتر سواری دولا دولا نمیشه !
    شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه !
    شتر کجاش خوبه که لبش بده ؟!
    شتر گاو پلنگ !
    شتر مرد و حاجی خلاص !
    شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز کن . گفت : من شترم !
    شترها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد !
    شراب مفت را قاضی هم میخوره !
    شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت !
    شریک دزد و رفیق قافله !
    شست پات توی چشمت نره !
    شش ماهه به دنیا اومده !
    شعر چرا میگی که توی قافیه اش بمونی ؟!
    شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه !
    شغال ترسو انگور خوب نمیخوره !
    شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه !
    شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده !
    شکمت گوشت نو بالا آورده !
    شکم گشنه، گوز فندقی !
    شلوار نداره، بند شلوارش را می بنده !
    شمر جلودارش نمیشه !
    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !
    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !
    شنونده باید عاقل باشه !
    شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی !
    شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم !
    شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا !
    شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
    شیر بی یال و اشکم که دید — اینچنین شیری خدا هم نافرید . (( مولوی ))
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ص ”
    صابونش به جامه ما خورده !
    صبر کوتاه خدا سی ساله !
    صداش صبح در میاد !
    صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر !
    صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه !
    صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره !
    صد تومن میدم که بچه ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یکشب چه هزار شب !
    صد رحمت به کفن دزد اولی !
    صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه !
    صد سر را کلاه است و صد کور را عصا !
    صد من پرقو یکمشت نیست !
    صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه !
    صد موش را یک گربه کافیه !
    صفراش به یک لیمو می شکنه !
    صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد !
    صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ر ”
    راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی ؟!
    راه دزد زده تا چهل روز امنه !
    راه دویده، کفش دریده !
    رحمت بکفن دزد اولی !
    رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست !
    رستم است و یکدست اسلحه !
    رستم در حمام است !
    رستم صولت و افندی پیزی !
    رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . (( نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت … )) (( آصفی هروی ))
    رطب خورده کی منع رطب چون کند !
    رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد !
    رفت به نان برسه بجان رسید !
    رفتم ثواب کنم کباب شدم !
    رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید !
    رفتم شهر کورها ، دیدم همه کور، منهم کور !
    رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه !
    رند را بند و قحبه را پند سود نکند !
    رنگم ببین و حالمو نپرس !
    روبرو خاله و پشت سر چاله !
    روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد !
    روز از نو، روزی از نو !
    روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند !
    روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد — چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد .(( قائم مقام فراهانی ))
    روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام !
    روزی به قدمه !
    روزی گریه دست زن شلخته است !
    روضه خوان پشمه چال است !
    روغن چراغ ریخته وقف امامزاده !
    روغن روی روغن میره ، بلغور، خشک میمونه !
    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز — تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی . (( عبید زاکانی ))
    روی گدا سیاهه ولی کیسه اش پره !
    ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت !
    ریش و قیچی هر دو در دست شماست !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ز ”
    ز آب خرد، ماهی خرد خیزد ، نهنگ آن به که از دریا گریزد !
    زاغم زد و زو غم زد ، پس مانده کلاغ کورم زد !
    زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم — به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم . (( سعدی ))
    زبان خر را خلج میدونه !
    زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد !
    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد — بهوش باش که سر در سر زبان نکنی .
    زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه !
    زخم زبان از زخم شمشیر بدتره !
    زدی ضربتی ضربتی نوش کن !
    زرد آلو را میخورند برای هسته اش !
    زرنگی زیاد فقر میآره !
    زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست !
    ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگ است ! (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدی ))
    زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند !
    زکوة تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است !
    زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی … )) (( آصفی هروی ))
    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
    زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند !
    زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان !
    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
    زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه !
    زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه !
    زن بیوه را میوه اش میخواهند !
    زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره !
    زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری !
    زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی !
    زن سلیطه سگ بی قلاده است !
    زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست !
    زنگوله پای تابوت !
    زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله !
    زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند !
    زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره !
    زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره !
    زور داری، حرفت پیشه !
    زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد !
    زهر طرف که کشته شود اسلام است !
    زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون !
    زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن !
    زیر دمش سست است !
    زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم !
    زیر سرش بلنده !
    زیر شالش قرصه !
    زیر کاسه نیم کاسه ایست .
    زیره به کرمان میبره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ض ”
    ضرب خورده جراحه !
    ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته !
    ضامن روزی بود روزی رسان !
    ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه !
    ضرر کار کن، کار نکردنه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ط ”
    طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است !
    طالع اگر اری برو دمر بخواب !
    طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق — تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی ))
    طبل تو خالیست !
    طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد !
    طشت طلا رو سرت بگیر و برو !
    طعمه هر مرغکی انجیر نیست !
    طمع آرد بمردان رنگ زردی !
    طمع پیشه را رنگ و رو زرده !
    طمع را نباید که چندان کنی — که صاحب کرم را پشیمان کنی !
    طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است !
    طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ظ ”
    ظالم پای دیوار خودشو میکنه !
    ظالم دست کوتاه !
    ظالم همیشه خانه خرابه !
    ظاهرش چون گور کافر پر حلل — باطنش قهر خدا عزوجل !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ع ”
    عاشقان را همه گر آب برد — خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا ))
    عاشق بی پول باید شبدر بچینه !
    عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم !
    عاشقی پیداست از زاری دل — نیست بیماری چو بیماری دل . (( مولوی ))
    عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد ! (( حافظ ))
    عاشقی کار سری نیست که بر بالین است ! (( سعدی ))
    عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی))
    عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))
    عاقل بکنار آب تا پل میجست — دیوانه پا برهنه از آب گذشت !
    عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان !
    عالم بی عمل، زنبور بی عسله !
    عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل !
    عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار !
    عبادت بجز خدمت خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی ))
    عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود !
    عجله، کار شیطونه !
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
    عذر بدر از گناه !
    عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز !
    عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد !
    عروس که بما رسید شب کوتاه شد !
    عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید !
    عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه !
    عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین کجه !
    عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه !
    عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
    عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد !
    عزیز پدر و مادر !
    عسس بیا منو بگیر !
    عسل در باغ هست و غوره هم هست !
    عسل نیستی که انگشتت بزنند !
    عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند !
    عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
    عقلش پاره سنگ بر میداره !
    عقل که نیست جون در عذابه !
    عقل مردم به چشمشونه !
    عقل و گهش قاطی شده !
    علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد . (( … دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی ))
    علاج بکن کز دلم خون نیاید . (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل … )) (( میر والهی))
    علف بدهان بزی باید شیرین بیاد !
    عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” غ ”
    غاز میچرونه !
    غربال را جلوی کولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور که تو منو میبینی !
    غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
    غلیان بکشیم یا خجالت ! (( مائیم میان این دو حالت … ))
    غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !
    غوره نشده مویز شده است !
    __________________
    ضرب المثل های شیرین فارسی ” ف ”
    فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان — آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ؟ (( ناصر خسرو))
    فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !
    فرزند عزیز نور دیده — از دبه کسی ضرر ندیده !
    فرزند کسی نمیکند فرزندی — گر طوق طلا به گردنش بر بندی !
    فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !
    فرشش زمینه، لحافش آسمون !
    فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !
    فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !
    فقیر، در جهنم نشسته است !
    فکر نان کن که خربزه آبه !
    فلفل نبین چه ریزه بشک

    کوهدشت پنج شهر ویژه سیاسی و بدبختانه شاید یکی از پنج شهر فقیر کشور

    کوهدشت یکی از پنج شهر ویژه سیاسی کشور است و بدبختانه شاید یکی از پنج شهر فقیر کشور هم باشد. در حالی که تا امروز در کلیه شهرهای کشور چندان خبری از انتخابات مجلس نهم وجود ندارد، باند بازی و حساسیت انتخابات در این شهر چنان است که می رود تا صددر صد مردم را در گیر نماید. این مسئله نه تنها هیچ سودی برای مردم نداشته است، بلکه خسارات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراوان برای این شهر بر جای گذاشته است.

    بافت شهری هر شهر با وضعیت اقتصادی مردم آن تناسب دارد. شهری که سطح درآمد مردمش بالاست، بافتی زیبا و دارای جاذبه های شهریست و شهری که سطح درآمد مردمش پایین است، جاذبه چندانی ندارد و این یک امر طبیعی است، زیرا شهرداری ها متناسب با جیب و درآمد مردم ، درآمد خواهند داشت و هزینه خواهند کرد و کوهدشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از دانشجویان غیر بومی شهر کوهدشت نسبت به بافت شهری آن بشدت انتقاد دارند در صورتی که به فرهنگ و عاطفه کوهدشتی علاقه مندند.

    چوکل

    با نگاهی به چهره مردم ، شهر و شاخص های توسعه در می یابیم که این شهر یکی از شهرهای مصیبت زده است. نرخ بیکاری و بخصوص بیکاری تحصیلکرده ها، پایین بودن درآمد مردم ،عده ای را ناخودآگاه به سمتی برده است که در دام باندبازی قرار گیرند.

    متاسفانه تعصبات باندی برای عده ای عشق و نفرت ایجاد کرده است. عشق به هم باند و نفرت از غیر هم باند. همین مسئله جز بدبختی چیزی عاید کوهدشت نکرده است.

    چوکل یا چوب خشک بی ارزش اصطلاحی است که افراد باند باز در فعالیت های سیاسی و انتخاباتی در کوهدشت بکار می گیرند. و اظهار می دارند که ما کارشناس و خبره نمی خواهم که به مجلس بفرستیم ، بلکه یک چوکل از باند خودمان را بر یک کارشناس و یک خبره در امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ترجیح می دهیم.

    همین دیدگاه باعث شده است تا شهر ما از دو جهت وضعیت خوبی نداشته باشد، یکی شاخص های توسعه یافتگی چون اشتغال و درآمد سرانه و ... بسیار ضعیف و دوم فرار مغزها و سرمایه ها که بعلت تحمل ناپذیری شرایط اقتصادی، اجتماعی صورت می گیرد.

     

    با اینکه وضعیت اقتصادی کوهدشت ضعیف است، پرونده علمی آن غنی و تحصیلکرده های ما بسیارند. بطوری که ما می توانیم یک دانشگاه بزرگ علوم پزشکی و یک دانشگاه بزرگ علوم انسانی و یک دانشگاه بزرگ فنی مهندسی در این شهر داشته باشیم و همین اساتید کوهدشتی که در دانشگاه های تهران، اهواز، مشهد، اصفهان، شیراز ،خرم آباد، ایلام و کرمانشاه تدریس می کنند اداره و تدریس آنها را بر عهده گیرند.

    خوشبختانه امروزه به لطف خداوند و وجود تحصیلکرده ها و روشنفکران فراوان در این شهر، سطح آگاهی های اجتماعی افزایش یافته و بسیاری از مردم ریشه مشکلات خود را دریافته اند و دیگر حاضر نیستند مانند گذشته بگویند فقط از باند ما باشد حتی اگر یک چوکل به مجلس بفرستیم.

     

    به عنوان مثال دکتر کرم الله طولابی فوق تخصص لاپاراسکوپی پنجه طلایی ایران سمبل چهره های علمی کوهدشت

    چوکل

     فاجعه فرهنگی در لرستان :چرا مراسمی برای سالگرد درگذشت سقایی برگزار نشد؟

    به گزارش نشریه اینترنتی لور:هفته پایانی تیرماه مصادف بود با نخستین سالروز درگذشت زنده یاد رضا سقایی، خواننده بی بدیل موسیقی لری خرم آبادی، اما هیچ یادبودی برای وی نه از سوی مسئولان و نه از جانب اهل هنر و فرهنگ و مردم خرم آباد برگزار نشد، بر مزار وی جز عده قلیلی از بستگانش و چند نفر از شهرهای کرمانشاه، کوهدشت و.. کسی نیامده بود؟ لطفا حدس ها، تحلیل ها، پیشنهادها، دل نوشته ها و درد دل های

    استقبال مردم از هفته فرهنگ و هنر لرستان در تهران بي نظير است

    گزارش روز پنجشنبه خبرنگار ايرنا،'ماشاالله امان الهي بهاروند' افزود: اجراي برنامه هاي فرهنگي متنوع، برپايي نمايشگاههاي صنايع دستي، لباس هاي محلي، طبخ آش هاي محلي، اجراي موسيقي بومي لرستان و برنامه هاي كودكانه بيشتر مورد علاقه مردم است.وي اظهار داشت: بسياري از شخصيت هاي فرهنگي و هنري، مسئولان و مردم شهر تهران براي بازديد از غرفه هاي مختلف فرهنگ و هنر در نياوران آمده اند كه اين نشان از استقبال بي نظير مردم است.

    جدال نمایندگان دو شهر بر سر آب سرشاخه خرسان و کارون

    عوض حیدرپور عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که با ایرنا مصاحبه می کرد ، با طرح این ادعا که « ۸۰۰ میلیون متر مكعب آب از رودخانه ماربر به سرشاخه های كارون میریزد و این حجم عظیم آب به خلیج فارس می ریزد»، گفت: «نیاز است كه این آب در منطقه مهار و استفاده شود و همه ما موظفیم تلاش كنیم این آب مانند كارون در منطقه حفظ و در قالب ماربر ۱، ماربر۲ و ماربر۳ به مناطق مورد نیاز هدایت شود».

    نمی‌توانیم با آقایان منحرف‌ و فتنه‌گر‌ مدارا و مماشات کنیم

    آقایان الهیار ملکشاهی و حجت‌الاسلام و المسلمین حسن نوروزی سخنرانان جلسه این هفته حامیان ولایت بودند.حجت‌الاسلام و المسلمین حسن نوروزی نماینده رباط‌کریم سالروز ۷ تیر را روز شهادت ابر مرد رجال ایران اسلامی و انسان بزرگ به همراه ۷۲ تن از یارانش عنوان کرد.
    وی که نخستین آزاده روحانی دفاع مقدس است،‌ با اشاره به نقش شهید بهشتی و دیگر شهدا در انقلاب اسلامی‌ اظهار داشت:

    ملکشاهی راد :امروز کمتر خانواده را در لرستان می بینیم که فرزند بیکاری نداشته باشد
    خرم آباد - خبرگزاری مهر: نایب رئیس کمیسون عمران مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بیکاری در لرستان آتش زیر خاکستر است، نسبت به تبعات خطرناک بیکاری هشدار داد.به گزارش خبرنگار مهر، محمد رضا ملکشاهی راد ظهر چهارشنبه در جشنواره امتنان از کارآفرینان برتر استان لرستان در سخنانی با اشاره معضل بیکاری در استان لرستان اظهار داشت: امروز همه گرفتار یک معضل بزرگ اجتماعی با نام بیکاری در استان لرستان
    کاندیداتوری الهیار ملکشاهی در انتخابات آتی کوهدشت قطعی شد.
    اخبارقوه قضائیه:معاون قضایی دیوان عدالت اداری در گفتگو با حمایت

    ملکشاهی طی گفتگویی کوتاه با مجله خبری میرملاس کاندیداتوری خود را در انتخابات آتی شهرستان کوهدشت رسماً اعلام نمود.مکلشاهی در پرونده کاری خود سمت رئیس کل دادگستری استان های لرستان و کرمانشاه را نیز دارد.آقای ملکشاهی در طول 26 سال گذشته خود را وقف خدمت به مردم کرده است. کسانی که ایشان را می شناسند، می دانند که خدمت و عدالت و متانت از خصوصیات بارز ایشان است.

    حادثه سعادت آباد مرور دردی است که هر روز جوانان لرستانی را به کام خود می کشد

    خرم آباد - خبرگزاری مهر: چهار سال از روزی که آوار ساختمان سعادت آباد بر سر لرستان فرود آمد می گذرد، حادثه ای که در تهران رخ داد و داغ دیدگانش را در لرستان می توان یافت، حادثه ای که استان را سیاهپوش مصیبتی به نام بیکاری کرد تا همچنان جوانان رشید آن برای یافتن کار آواره پایتخت باشند.شاید مرور حادثه سعادت آباد تنها مرور مصیبت 17جوان تحصیل کرده کارگر کوهدشتی نیست. . .

    ابراهيم ميرزاپور به شهرداري تبريز پيوست

    به گزارش خبرگزاری لرستان مدیر باشگاه شهرداری تبریز گفت :فصل گذشته در پست دروازه‌باني در تيم شهرداري تبريز با مشكلات فراواني روبه رو شديم و لزوم جذب يك دروازه‌بان بزرگ در تيم شهرداري تبريز به خوبي احساس مي‌شد. ابراهيم ميرزاپور طي سال‌هاي 80 تا 86 سنگربان اول تيم ملي ايران بوده و سابقه بازي در جام جهاني 2006 آلمان و جام ملت‌هاي 2004 چين را دارد.

    ايبنانيوز / مينا شيرواني ناغاني :با حضور عطارزاده معاون وزير نيرو كشاورزان استان مخصوصاً كشاورزان حاشيه زاينده رود در مقابل ساختمان معاونت برنامه ريزي استانداري در خيابان برنامه و بودجه تجمع كرده بودند و شعارهايي ازقبيل "چهارمحال شده فلسطين مردم چرا نشستين"/ تونل گلاب توقيف بايد گردد/ الله اكبر/ و مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسراييل" سر مي دادند. ".

    نماینده مردم دهلران، دره شهر و آبدانان : مقصر اصلی رئیس جمهور است

    نماینده مردم دهلران، دره شهر و آبدانان(علی عزتی ) در مجلس گفت: طبق قانون اساسی شخص رئیس جمهور به دلیل بی توجهی به تذکرات و مکاتبات نمایندگان مقصر اصلی در انفجارهای مکرر و پی در پی در میادین مین شهرهای مرزی از جمله دهلران است. عزتی در ادامه افزود پس از سالها از گذشت جنگ تحمیلی در کمتر از یک هفته چهار نفر به مجموع شهدای میادین مین در دهلران اضافه شده است.آشنایی با لُرنشین های استان ایلام

    نماینده الیگودرزبه مسوولان وزارت نیرو هشدار داد: این فریبی بیش نبوده است.

    به گزارش نشریه اینترنتی لور: نماینده مردم الیگودرز در مجلس افزود: ظرفیت انتقال این سد، بیش از دو برابر آب انتقالی از سد کرج به تهران است که مورد به استفاده قریب به 14 میلیون نفر است؛ در حالی که استان قم حدود 1 میلیون نفر جمعیت دارد و بنابراین با راه‌اندازی و انتقال کامل آب به قم، تنها 5 تا 8 درصد آب انتقالی صرفا به منظور شرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی، صنعتی، سیاحتی و گردشگری خواهد رسید و این فریبی بیش نبوده است

    آغاز تبلیغات انتخاباتی یک نماینده در شهرستان نورآباد +تصاویر

    نماینده فعلی مجلس بصورت رسمی در شهرستان نورآباد لرستان تبلیغات زود هنگام انتخاباتی را آغاز کرده است به گزارش مشرق به نقل از آزادنگار، این عکس ها تبليغات زود هنگام نماینده فعلی شهرستان نورآباد لرستان(حجت الاسلام محمد محمدی) می باشد که به مدت دو ماه است که در سطح شهر و بخش های آن نصب شده است و متاسفانه هیچ مسئول شهرستانی و استانی نتوانسته آنها را بر دارد.

    Go to fullsize image

    به گزارش نشریه اینترنتی لور، در بدو ورود دکتر رضایی جمعی از مردم لر با لباس محلی از وی استقبال کردند که این روند نیز مورد توجه دکتر رضایی قرار گرفت و به گرمی با آنها ملاقات نمود و خوشامد گویی انها را پاسخ گفت.سپس دکتر رضایی از دلاوری های مردم لر در جنگ تقدیر کرد و به رشادت های لر های خرم آباد در آزادسازی شلمچه در جنگ اشاره کرد و گفت من افتخار می کنم که خود لر هستم ونیز به جوانانی که شما در دل خود پرورده اید افتخار می کنم

    در سال هزارونهصد و سيزده ميلادي جنگ سختي بين نيروي انگليس و دليران لرنشین دلواري در گرفت. در جريان اين جنگ رئيس علي دلواري و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته‌اي ايفا كردند. رئيس علي دلواري از مشروطه ‌خواهان بنام جنوب ايران بود كه در سال هزار و دويست و نودو نه هجري قمري در روستاي دلوار تنگستان ديده به جهان گشود.

    نمایندگان لرستان ضعیف ترین نمایندگان مجلس

    عارف رومی :امروزه دیگر بر همه مشخص و عیان شده که مهمترین رکن یک نظام مجلس تشکیل می دهد، مجلس با قانون گذاری بر عملکرد قوه مجریه نظارت می کنند وتعیین کننده و خط دهنده قوه مجریه بر عهده مجلس است امروزه تحولات اقتصادی فرهنگی و اجتماعی در همه ابعاد از مجلس شکل گرفته و ایجاد می شود . در واقع مجلس در راس امور است.

    روز مادر (به یاد مرحوم حسین پناهیِ شاعر لرنشین ):به بهشت نمیروم ....اگر مادرم آنجا نباشد....

    حسین پناهی :اگرچه دورافتاده‌ایم از حال و روزت، حواسمان نیست كه هرجا باشیم و با هر كس، این تویی كه چشم‌انتظار نگاه به در دوخته‌ای اما ای مادر ای رفیق بی‌كلك تبریك ما را كه دچار بی‌معرفتی مزمن شده‌ایم بپذیر، می‌دانیم كه اصلا راضی به زحمت ما نیستی، می‌دانیم كه تو به مقام رضا رسیده‌ای و هیچ از ما نمی‌خواهی. اما برای دل ما برای اینكه محبت در وجودمان ریشه بزند و طعم شیرین مهر مادری به مذاق جانمان بنشیند،

    احتمال رخداد فاجعه زیست محیطی به علت نشت گاز و آتش سوزی در رومشگان وجود دارد

    سیمره :نشت گاز همان‌گونه که گفته شد تا کنون سه حلقه چاه در منطقه، حفاری شده است. این احتمال وجود دارد که نشت گاز از هر کدام از این چاه‌ها باشد. اما نشت گاز از چاه به چه معنی است؟ بروز چنین مشکلاتی در اثر غفلت و سهل‌انگاری و یا حوادث طبیعی پیش می‌آید. برای نمونه می‌توان به حادثه‌ی انفجار سکوی حفاری شرکت بی.پی در خلیج مکزیک در سال گذشته اشاره کرد.

    مراد سپه‌وند: یک مقام دولتی استان گفته است: سد مرووک امسال چند میلیارد دیگر هم از کیسهآب‌گیری می‌شود. این سد در سنه هزار و سیصد و بوق! در دور نخست صدارت خاتم‌الممالک! در صفحه‌ی سیلاخور کلنگ‌زنی شد. این مقام فرموده‌اند که تا حالا۴۹میلیارد تومان از بیت‌المال زبان بسته صرف این پروژه شده و ۷۹درصد پیشرفت کرده و گوش شیطان کر! امسال آب‌گیری می‌شود. به هر حال تا اتمام آن هنوز۲۱درصد باقی است و لابد باید

    قیصر در نگاه یاران؛قیصر، وقتی قدم بر وادی غزل گذارد، مهر خود را به یادگار گذاشت که از تنفس صبح گرفته تا دستور زبان عشق این مهر را می‌بینیم. در شعر نیمایی هم قیصر ردپایی با نشانی از خود باقی گذاشته است. او باعث بالندگی و حرکت رو به جلو این نوع شعر شد. وقتی هم وارد تصنیف‌سرایی شد با آن‌که دیر آمده بود، زود به مقصد رسید که «نیلوفرانه‌ها»، نمونه بارز این ادعاست...

    ورزش بروجرد (فرهاد داودوندی):متانت ، منش ، بزرگواری ، پیشکسوت ورزشی و جدی بودن فقط گوشه ای از شخصیت دوست داشتنی اقای حسین زند ناصری بازنشسته آموزش و پرورش بروجرد می باشد . هفت نسل قبل ایشان به کریم خان زند ( وکیل الرعایا ) موسس زندیه بر می گردد . بازیکن با اخلاق جام پیشکسوتان پینگ پنگ ایران ، دیروز 29 فروردین 1390 محبت و بزرگواری نموده و سری

    چرا رئیس جمهور چوقا میپوشد ولی استاندارش نه!

    ایبنا نیوز سایت خبری بختیاری : با سلام. عزیزانم چرا برای رفع مشکلات و اختلافات ایلی و رفع تبعیضات در شهرستانها و مراکز مربوط به بختیاری ها و کلاً استانهای اصیل زاگرس، اقداماتی صورت نمی گیرد؟ همیشه این مراکز دچار کمبود یا فقر اجتماعی مشهود هستند. از ایل و ایلیاتی بودن، فقط شلوار دبیت و چوقا و تشمال مانده که آن هم توسط افرادی نادان به ظاهر دانشمند از همین ایل دارد به دست فراموشی و یا ضد دین معرفی میشود

    خرم آباد - خبرگزاری مهر: سال 89 برای ورزش لرستان سال تکرار موفقیتهایی بود که مرهمی بر زخم کهنه فقر امکانات در دیار استعدادهای نهفته محسوب می شود و در سال جدید ورزش لرستان در انتظار تشکیل وزارت ورزش و جوانان برای تحقق نگاه عادلانه به استانهای محروم است.

    این مسیر از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار می باشد ،جدا از فواید برای خود روستای رماوند دارد ،اما یکی ارزشمندترین برکات این مسیر وصل شدن رومشگان به کربلای معلی و مرقد امام حسین (ع) می باشد.اکنون فاصله رومشگان با ایلام 100 کیلومتر و از ایلام تا مهران نیز 100 کیلومتر است ،که در مجموع فاصله رومشگان با کربلا ی معلی (290) تقریبا برابر 490 کیلومتر می باشد .

    ندای زاگرسی: “سد بزرگ معشوره” پروژه سد تنگ معشوره با هدف آبیاری اراضی دیم کوهدشت و بخش های طرهان ، کونانی و رومشگان است که ردیف ملی گرفته در سفر سوم هیئت دولت به استان لرستان، با اعتباری بالغ بر 2400 میلیارد تومان در شهرستان کوهدشت به تصویب رسید. .

    نامه نگاري انيشتين با آيت الله بروجردي

    حجت الله يارمحمدي' روز دوشنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: در راستاي اجراي بهسازي و بدنه سازي سنتي بافتهاي تاريخي ، ديواره بيروني اين بناي تاريخي بهسازي و مرمت مي شود. وي اضافه كرد: بهسازي براساس الگوهاي سنتي انجام خواهد شد تا بتوان اين خانه تاريخي وارزشمند را به همان سبك سنتي حفاظت نمود.

    الهيار ملکشاهي طي حکمي از سوي آيت‌الله آملي لاريجاني به عنوان معاون قضايي ديوان عدالت اداري کشور منصوب شد. عضو کمیسون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، گفت: امنیت و آرامش قضایی در استان استان کرمانشاه مهمترین دستاورد الهیار ملکشاهی در دوران ریاست کل دادگستری استان کرمانشاه بود.

    "ایمان"، دلاور مرد لر گل پیروزی بخش ایران را به ثمر رساند

    به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)،:دست مریزادکه روسفیدمان کردی (شیر پیا)! پسر ایذه ای، شیرمردلر ،بنازم به غیرتت! بالأخره به حداقل حق خود در تیم ملی رسیدی. عجب بازیی کردی دیروز! سایت فیفا از تو به نیکی یاد کرد و مسئولان AFC محو بازی زیبای تو شدند و تو را به عنوان بهترین بازیکن دیدار مقابل عراق انتخاب کردند. انصافا که بهترین بودی! چه گل استادانه ای زدی مهندس!؟ و چه عالی میخ آخر را به تابوت عراقی ها و مربی متکبرشان کوبیدی!

     فاجعه فرهنگی در لرستان :چرا مراسمی برای سالگرد درگذشت سقایی برگزار نشد؟

    به گزارش نشریه اینترنتی لور:هفته پایانی تیرماه مصادف بود با نخستین سالروز درگذشت زنده یاد رضا سقایی، خواننده بی بدیل موسیقی لری خرم آبادی، اما هیچ یادبودی برای وی نه از سوی مسئولان و نه از جانب اهل هنر و فرهنگ و مردم خرم آباد برگزار نشد، بر مزار وی جز عده قلیلی از بستگانش و چند نفر از شهرهای کرمانشاه، کوهدشت و.. کسی نیامده بود؟ لطفا حدس ها، تحلیل ها، پیشنهادها، دل نوشته ها و درد دل های

    استقبال مردم از هفته فرهنگ و هنر لرستان در تهران بي نظير است

    گزارش روز پنجشنبه خبرنگار ايرنا،'ماشاالله امان الهي بهاروند' افزود: اجراي برنامه هاي فرهنگي متنوع، برپايي نمايشگاههاي صنايع دستي، لباس هاي محلي، طبخ آش هاي محلي، اجراي موسيقي بومي لرستان و برنامه هاي كودكانه بيشتر مورد علاقه مردم است.وي اظهار داشت: بسياري از شخصيت هاي فرهنگي و هنري، مسئولان و مردم شهر تهران براي بازديد از غرفه هاي مختلف فرهنگ و هنر در نياوران آمده اند كه اين نشان از استقبال بي نظير مردم است.

    جدال نمایندگان دو شهر بر سر آب سرشاخه خرسان و کارون

    عوض حیدرپور عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که با ایرنا مصاحبه می کرد ، با طرح این ادعا که « ۸۰۰ میلیون متر مكعب آب از رودخانه ماربر به سرشاخه های كارون میریزد و این حجم عظیم آب به خلیج فارس می ریزد»، گفت: «نیاز است كه این آب در منطقه مهار و استفاده شود و همه ما موظفیم تلاش كنیم این آب مانند كارون در منطقه حفظ و در قالب ماربر ۱، ماربر۲ و ماربر۳ به مناطق مورد نیاز هدایت شود».

    نمی‌توانیم با آقایان منحرف‌ و فتنه‌گر‌ مدارا و مماشات کنیم

    آقایان الهیار ملکشاهی و حجت‌الاسلام و المسلمین حسن نوروزی سخنرانان جلسه این هفته حامیان ولایت بودند.حجت‌الاسلام و المسلمین حسن نوروزی نماینده رباط‌کریم سالروز ۷ تیر را روز شهادت ابر مرد رجال ایران اسلامی و انسان بزرگ به همراه ۷۲ تن از یارانش عنوان کرد.
    وی که نخستین آزاده روحانی دفاع مقدس است،‌ با اشاره به نقش شهید بهشتی و دیگر شهدا در انقلاب اسلامی‌ اظهار داشت:

    ملکشاهی راد :امروز کمتر خانواده را در لرستان می بینیم که فرزند بیکاری نداشته باشد
    خرم آباد - خبرگزاری مهر: نایب رئیس کمیسون عمران مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بیکاری در لرستان آتش زیر خاکستر است، نسبت به تبعات خطرناک بیکاری هشدار داد.به گزارش خبرنگار مهر، محمد رضا ملکشاهی راد ظهر چهارشنبه در جشنواره امتنان از کارآفرینان برتر استان لرستان در سخنانی با اشاره معضل بیکاری در استان لرستان اظهار داشت: امروز همه گرفتار یک معضل بزرگ اجتماعی با نام بیکاری در استان لرستان
    کاندیداتوری الهیار ملکشاهی در انتخابات آتی کوهدشت قطعی شد.
    اخبارقوه قضائیه:معاون قضایی دیوان عدالت اداری در گفتگو با حمایت

    ملکشاهی طی گفتگویی کوتاه با مجله خبری میرملاس کاندیداتوری خود را در انتخابات آتی شهرستان کوهدشت رسماً اعلام نمود.مکلشاهی در پرونده کاری خود سمت رئیس کل دادگستری استان های لرستان و کرمانشاه را نیز دارد.آقای ملکشاهی در طول 26 سال گذشته خود را وقف خدمت به مردم کرده است. کسانی که ایشان را می شناسند، می دانند که خدمت و عدالت و متانت از خصوصیات بارز ایشان است.

    حادثه سعادت آباد مرور دردی است که هر روز جوانان لرستانی را به کام خود می کشد

    خرم آباد - خبرگزاری مهر: چهار سال از روزی که آوار ساختمان سعادت آباد بر سر لرستان فرود آمد می گذرد، حادثه ای که در تهران رخ داد و داغ دیدگانش را در لرستان می توان یافت، حادثه ای که استان را سیاهپوش مصیبتی به نام بیکاری کرد تا همچنان جوانان رشید آن برای یافتن کار آواره پایتخت باشند.شاید مرور حادثه سعادت آباد تنها مرور مصیبت 17جوان تحصیل کرده کارگر کوهدشتی نیست. . .

    ابراهيم ميرزاپور به شهرداري تبريز پيوست

    به گزارش خبرگزاری لرستان مدیر باشگاه شهرداری تبریز گفت :فصل گذشته در پست دروازه‌باني در تيم شهرداري تبريز با مشكلات فراواني روبه رو شديم و لزوم جذب يك دروازه‌بان بزرگ در تيم شهرداري تبريز به خوبي احساس مي‌شد. ابراهيم ميرزاپور طي سال‌هاي 80 تا 86 سنگربان اول تيم ملي ايران بوده و سابقه بازي در جام جهاني 2006 آلمان و جام ملت‌هاي 2004 چين را دارد.

    ايبنانيوز / مينا شيرواني ناغاني :با حضور عطارزاده معاون وزير نيرو كشاورزان استان مخصوصاً كشاورزان حاشيه زاينده رود در مقابل ساختمان معاونت برنامه ريزي استانداري در خيابان برنامه و بودجه تجمع كرده بودند و شعارهايي ازقبيل "چهارمحال شده فلسطين مردم چرا نشستين"/ تونل گلاب توقيف بايد گردد/ الله اكبر/ و مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسراييل" سر مي دادند. ".

    نماینده مردم دهلران، دره شهر و آبدانان : مقصر اصلی رئیس جمهور است

    نماینده مردم دهلران، دره شهر و آبدانان(علی عزتی ) در مجلس گفت: طبق قانون اساسی شخص رئیس جمهور به دلیل بی توجهی به تذکرات و مکاتبات نمایندگان مقصر اصلی در انفجارهای مکرر و پی در پی در میادین مین شهرهای مرزی از جمله دهلران است. عزتی در ادامه افزود پس از سالها از گذشت جنگ تحمیلی در کمتر از یک هفته چهار نفر به مجموع شهدای میادین مین در دهلران اضافه شده است.آشنایی با لُرنشین های استان ایلام

    نماینده الیگودرزبه مسوولان وزارت نیرو هشدار داد: این فریبی بیش نبوده است.

    به گزارش نشریه اینترنتی لور: نماینده مردم الیگودرز در مجلس افزود: ظرفیت انتقال این سد، بیش از دو برابر آب انتقالی از سد کرج به تهران است که مورد به استفاده قریب به 14 میلیون نفر است؛ در حالی که استان قم حدود 1 میلیون نفر جمعیت دارد و بنابراین با راه‌اندازی و انتقال کامل آب به قم، تنها 5 تا 8 درصد آب انتقالی صرفا به منظور شرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی، صنعتی، سیاحتی و گردشگری خواهد رسید و این فریبی بیش نبوده است

    آغاز تبلیغات انتخاباتی یک نماینده در شهرستان نورآباد +تصاویر

    نماینده فعلی مجلس بصورت رسمی در شهرستان نورآباد لرستان تبلیغات زود هنگام انتخاباتی را آغاز کرده است به گزارش مشرق به نقل از آزادنگار، این عکس ها تبليغات زود هنگام نماینده فعلی شهرستان نورآباد لرستان(حجت الاسلام محمد محمدی) می باشد که به مدت دو ماه است که در سطح شهر و بخش های آن نصب شده است و متاسفانه هیچ مسئول شهرستانی و استانی نتوانسته آنها را بر دارد.

    Go to fullsize image

    به گزارش نشریه اینترنتی لور، در بدو ورود دکتر رضایی جمعی از مردم لر با لباس محلی از وی استقبال کردند که این روند نیز مورد توجه دکتر رضایی قرار گرفت و به گرمی با آنها ملاقات نمود و خوشامد گویی انها را پاسخ گفت.سپس دکتر رضایی از دلاوری های مردم لر در جنگ تقدیر کرد و به رشادت های لر های خرم آباد در آزادسازی شلمچه در جنگ اشاره کرد و گفت من افتخار می کنم که خود لر هستم ونیز به جوانانی که شما در دل خود پرورده اید افتخار می کنم

    در سال هزارونهصد و سيزده ميلادي جنگ سختي بين نيروي انگليس و دليران لرنشین دلواري در گرفت. در جريان اين جنگ رئيس علي دلواري و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته‌اي ايفا كردند. رئيس علي دلواري از مشروطه ‌خواهان بنام جنوب ايران بود كه در سال هزار و دويست و نودو نه هجري قمري در روستاي دلوار تنگستان ديده به جهان گشود.

    نمایندگان لرستان ضعیف ترین نمایندگان مجلس

    عارف رومی :امروزه دیگر بر همه مشخص و عیان شده که مهمترین رکن یک نظام مجلس تشکیل می دهد، مجلس با قانون گذاری بر عملکرد قوه مجریه نظارت می کنند وتعیین کننده و خط دهنده قوه مجریه بر عهده مجلس است امروزه تحولات اقتصادی فرهنگی و اجتماعی در همه ابعاد از مجلس شکل گرفته و ایجاد می شود . در واقع مجلس در راس امور است.

    روز مادر (به یاد مرحوم حسین پناهیِ شاعر لرنشین ):به بهشت نمیروم ....اگر مادرم آنجا نباشد....

    حسین پناهی :اگرچه دورافتاده‌ایم از حال و روزت، حواسمان نیست كه هرجا باشیم و با هر كس، این تویی كه چشم‌انتظار نگاه به در دوخته‌ای اما ای مادر ای رفیق بی‌كلك تبریك ما را كه دچار بی‌معرفتی مزمن شده‌ایم بپذیر، می‌دانیم كه اصلا راضی به زحمت ما نیستی، می‌دانیم كه تو به مقام رضا رسیده‌ای و هیچ از ما نمی‌خواهی. اما برای دل ما برای اینكه محبت در وجودمان ریشه بزند و طعم شیرین مهر مادری به مذاق جانمان بنشیند،

    احتمال رخداد فاجعه زیست محیطی به علت نشت گاز و آتش سوزی در رومشگان وجود دارد

    سیمره :نشت گاز همان‌گونه که گفته شد تا کنون سه حلقه چاه در منطقه، حفاری شده است. این احتمال وجود دارد که نشت گاز از هر کدام از این چاه‌ها باشد. اما نشت گاز از چاه به چه معنی است؟ بروز چنین مشکلاتی در اثر غفلت و سهل‌انگاری و یا حوادث طبیعی پیش می‌آید. برای نمونه می‌توان به حادثه‌ی انفجار سکوی حفاری شرکت بی.پی در خلیج مکزیک در سال گذشته اشاره کرد.

    مراد سپه‌وند: یک مقام دولتی استان گفته است: سد مرووک امسال چند میلیارد دیگر هم از کیسهآب‌گیری می‌شود. این سد در سنه هزار و سیصد و بوق! در دور نخست صدارت خاتم‌الممالک! در صفحه‌ی سیلاخور کلنگ‌زنی شد. این مقام فرموده‌اند که تا حالا۴۹میلیارد تومان از بیت‌المال زبان بسته صرف این پروژه شده و ۷۹درصد پیشرفت کرده و گوش شیطان کر! امسال آب‌گیری می‌شود. به هر حال تا اتمام آن هنوز۲۱درصد باقی است و لابد باید

    قیصر در نگاه یاران؛قیصر، وقتی قدم بر وادی غزل گذارد، مهر خود را به یادگار گذاشت که از تنفس صبح گرفته تا دستور زبان عشق این مهر را می‌بینیم. در شعر نیمایی هم قیصر ردپایی با نشانی از خود باقی گذاشته است. او باعث بالندگی و حرکت رو به جلو این نوع شعر شد. وقتی هم وارد تصنیف‌سرایی شد با آن‌که دیر آمده بود، زود به مقصد رسید که «نیلوفرانه‌ها»، نمونه بارز این ادعاست...

    ورزش بروجرد (فرهاد داودوندی):متانت ، منش ، بزرگواری ، پیشکسوت ورزشی و جدی بودن فقط گوشه ای از شخصیت دوست داشتنی اقای حسین زند ناصری بازنشسته آموزش و پرورش بروجرد می باشد . هفت نسل قبل ایشان به کریم خان زند ( وکیل الرعایا ) موسس زندیه بر می گردد . بازیکن با اخلاق جام پیشکسوتان پینگ پنگ ایران ، دیروز 29 فروردین 1390 محبت و بزرگواری نموده و سری

    چرا رئیس جمهور چوقا میپوشد ولی استاندارش نه!

    ایبنا نیوز سایت خبری بختیاری : با سلام. عزیزانم چرا برای رفع مشکلات و اختلافات ایلی و رفع تبعیضات در شهرستانها و مراکز مربوط به بختیاری ها و کلاً استانهای اصیل زاگرس، اقداماتی صورت نمی گیرد؟ همیشه این مراکز دچار کمبود یا فقر اجتماعی مشهود هستند. از ایل و ایلیاتی بودن، فقط شلوار دبیت و چوقا و تشمال مانده که آن هم توسط افرادی نادان به ظاهر دانشمند از همین ایل دارد به دست فراموشی و یا ضد دین معرفی میشود

    خرم آباد - خبرگزاری مهر: سال 89 برای ورزش لرستان سال تکرار موفقیتهایی بود که مرهمی بر زخم کهنه فقر امکانات در دیار استعدادهای نهفته محسوب می شود و در سال جدید ورزش لرستان در انتظار تشکیل وزارت ورزش و جوانان برای تحقق نگاه عادلانه به استانهای محروم است.

    این مسیر از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار می باشد ،جدا از فواید برای خود روستای رماوند دارد ،اما یکی ارزشمندترین برکات این مسیر وصل شدن رومشگان به کربلای معلی و مرقد امام حسین (ع) می باشد.اکنون فاصله رومشگان با ایلام 100 کیلومتر و از ایلام تا مهران نیز 100 کیلومتر است ،که در مجموع فاصله رومشگان با کربلا ی معلی (290) تقریبا برابر 490 کیلومتر می باشد .

    ندای زاگرسی: “سد بزرگ معشوره” پروژه سد تنگ معشوره با هدف آبیاری اراضی دیم کوهدشت و بخش های طرهان ، کونانی و رومشگان است که ردیف ملی گرفته در سفر سوم هیئت دولت به استان لرستان، با اعتباری بالغ بر 2400 میلیارد تومان در شهرستان کوهدشت به تصویب رسید. .

    نامه نگاري انيشتين با آيت الله بروجردي

    حجت الله يارمحمدي' روز دوشنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: در راستاي اجراي بهسازي و بدنه سازي سنتي بافتهاي تاريخي ، ديواره بيروني اين بناي تاريخي بهسازي و مرمت مي شود. وي اضافه كرد: بهسازي براساس الگوهاي سنتي انجام خواهد شد تا بتوان اين خانه تاريخي وارزشمند را به همان سبك سنتي حفاظت نمود.

    الهيار ملکشاهي طي حکمي از سوي آيت‌الله آملي لاريجاني به عنوان معاون قضايي ديوان عدالت اداري کشور منصوب شد. عضو کمیسون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، گفت: امنیت و آرامش قضایی در استان استان کرمانشاه مهمترین دستاورد الهیار ملکشاهی در دوران ریاست کل دادگستری استان کرمانشاه بود.

    "ایمان"، دلاور مرد لر گل پیروزی بخش ایران را به ثمر رساند

    به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)،:دست مریزادکه روسفیدمان کردی (شیر پیا)! پسر ایذه ای، شیرمردلر ،بنازم به غیرتت! بالأخره به حداقل حق خود در تیم ملی رسیدی. عجب بازیی کردی دیروز! سایت فیفا از تو به نیکی یاد کرد و مسئولان AFC محو بازی زیبای تو شدند و تو را به عنوان بهترین بازیکن دیدار مقابل عراق انتخاب کردند. انصافا که بهترین بودی! چه گل استادانه ای زدی مهندس!؟ و چه عالی میخ آخر را به تابوت عراقی ها و مربی متکبرشان کوبیدی!

    فاجعه فرهنگی در لرستان :چرا مراسمی برای سالگرد درگذشت سقایی برگزار نشد؟

    هفته پایانی تیرماه مصادف بود با نخستین سالروز درگذشت زنده یاد رضا سقایی، خواننده بی بدیل موسیقی لری خرم آبادی، اما هیچ یادبودی برای وی نه از سوی مسئولان و نه از جانب اهل هنر و فرهنگ و مردم خرم آباد برگزار نشد، بر مزار وی جز عده قلیلی از بستگانش و چند نفر از شهرهای کرمانشاه، کوهدشت و.. کسی نیامده بود؟ لطفا حدس ها، تحلیل ها، پیشنهادها، دل نوشته ها و درد دل های خود را در این باره برای لور بنویسید

    .1. سال گذشته در همین روزها (27 تیرماه 1389) رضا سقایی در گذشت، دوستانی که در تهران در مراسم تشییع بودند از جمعیت اندک و توجه ناچیزی که به این حادثه شده بود گلایه داشتند و آن را به حساب کم عنایتی لرستانی های مقیم پایتخت گذاشتند، اما در حالی که انتظار می رفت همه چیز در خرم آباد جبران شود و احتمالا حماسه ای در تشییع پیکره هنرمندی که بخش عظیمی از خاطرات و حافظه تاریخی و میراث فرهنگی لرستان را در خود متجلی ساخته بود رخ دهد استقبال خرم آبادی ها هم آن قدر ناچیز بود که یکی از مهمانان (استاد پرنیا) در سخنان خود گفت: یا این شهر خرم آباد نیست یا سقایی مال این شهر نیست.

    2. سال گذشته با جمعی از دوستان شورای نویسندگان لور و چند وبلاگ نویس و خبرنگار از رسانه ها و سایت های دیگر دوربین به دست مترصد هرگونه حرکت قابل انعکاس بودیم اما متاسفانه جمعیت مردمی که برای خرید یا گشت و گذار معمولی روزانه در پیاده روزهای خرم آباد قدم می زدند بیشتر از ما بود در وسط خیابان و جنازه سقایی به دوش! آن روز ما هم تعجب کردیم و هم ترسیدیم! ترسیدیم از باور اینکه مردم ما سقایی را نمی بینند! حتی به آئین مسلمانی پیکر وی را هفت قدم همراهی نمی کنند. در تحریریه لور اول می خواستیم همان سخن گویای استاد پرنیا را تیتر کنیم اما نمی دانم به خاطر ترس بود یا شرم یا چیز دیگری که تصمیم گرفتیم با سیلی صورت را سرخ نگهداریم، بنابراین تمام هنرمان را به کار گرفتیم تا با عکس دروغ بگوئیم! طوری عکس بگیریم که خیابان پر جلوه کند و مراسم با شکوه، و هیچ کس نفهمد پیاده رو شلوغ تر است!

    3. اما حالا و در اولین مراسم سالگرد، فاجعه آنقدر برجسته و عیان است که دیگر سیلی هم نمی توان صورت این مردم مرده را سرخ نگه دارد. واقعیت این است که در شهری که دهها انجمن ادبی شعر و داستان و اهل قلم و دهها گروه موسیقی و آموزشگاه هنری و... دارد تعداد شرکت کنندگان خرم آبادی مراسم سالگرد سقایی بر مزارش (غیر از اقوام و همسایگان و چند خبرنگار..) به اندازه انگشتان یک نفر است! گرچه از شهرهای دیگر (مثلا کرمانشاه و کوهدشت..) کسانی آمده اند! به راستی مردم خرم آباد را چه می شود؟

    4. قطعا قبل از هرچیز تقصیرها را متوجه صدا و سیما و اداره فرهنگ و ارشاد خواهند کرد، اما برای من که در جریان درگذشت مسعود بختیاری بودم غیر قابل قبول است. چطور لرهای بختیاری که نه صدا و سیمایی در اختیار دارند و نه اداره فرهنگ و ارشاد هیچ یک از استان های بختیاری نشین (لرستان، خوزستان، چ.م بختیاری و اصفهان) اعتنایی به بختیاری دارد به اندازه تمام طایفه ها و تیره های کوچک و بزرگشان برای مسعود مراسم چهلم و سال و.. گرفتند و هنوز هم بعد از گذشت چند سال مراسم ها تمام نشده است! حتی برای حسین پناهی هم هنوز دارند در کهگیلویه مراسم می گیرند (کلیک کنید). هنوز یادم هست که مراسم خاکسپاری مرحوم شامیرزا مرادی در دورود سیل بی کران جمعیت چگونه بود و در مراسم سالگردش چگونه دورودی ها نوازندگان سازهای بادی را از تمام کشور به دورود آوردند تا به احترام مروارید اقیانوس بدمند! مگر دورود که از اقمار همین خرم اباد است صدا و سیما و اداره فرهنگ استان دارد؟ بنابراین باید به ما حق بدهید که از بلایی که در خرم آباد بر سر هویت و فرهنگ ما آمده است شگفت زده شویم، لطفا ماجرا را از دید آن دوستانی ببینید که از کرمانشاه برای فاتحه خوانی برای سقایی آمده بودند و در گرمای سر ظهر قبرستان خضر از بی اعتنایی خرم آبادی ها به اسطوره هنر بومی شان در شگفت شدند!

    5. اگر هم طبق روایت جاری بازهم تقصیرها متوجه صدا و سیما و ادارات فرهنگ و ارشاد استان است آیا اگر هنوز ذره ای از عشق و تعلق به فرهنگ لری در دل اهل هنر خرم اباد هست نباید به این بی توجهی اعتراضی صورت بگیرد؟ اگر کسی یاد شما نیانداخت که بعد از ظهر پنج شنبه باید سیاه بپوشید و از هنرمندتان یاد کنید آیا نباید حالا صد نفر سیاه بپوشند و به اعتراض و به نشانه عزادار بودن برای کل فرهنگ و هویت خرم آباد در میدان کیو و در مقابل صدا و سیما و اداره ارشاد نشان دهند که ما به رویه دستگاه های فرهنگی استان نسبت به هنر بومی و هویت قومی مان اعتراض داریم؟ اگر رسانه ملی و ادارات دولتی به ما بی توجهی می کنند آیا ما خودمان اقدامی برای جلب توجه انجام می دهیم؟

    6. آیا این بی اعتنایی به سقایی فقط بی اعتنایی به جنازه یک هنرمند است؟ یا فراتر از آن بی قیدی و بی توجهی به تمام هویت، هنر، فرهنگ و شرف یک قومیت است؟ علت این بی اعتنایی چیست؟ پیامد آن چه خواهد بود؟ چه نقشی در دگرگونی ابعاد مختلف زندگی مردم ما خواهد داشت؟ آیا با چنین نگرشی خواهیم توانست معماران درخوری برای جامعه باشیم؟ نشریه لور آمادگی دارد نظرات و آراء گوناگون را در این بار منعکس کند.